نام يافت .
نوزدهم : نجيب .
بيستم : ادهم ؛ اسبى را گويند كه سياهى آن بر سفيدى فزونى كند .
بيست و يكم : شجا .
بيست و دويم : سجل .
بيست و سيم : طرب .
بيست و چهارم : مندوب .
بيست و پنجم : ضرمن ، و اين نام به سبب شدّت دويدن يافت .
انس بن مالك گويد : بعد از زنان احبّ اشياء نزد پيغمبر ، اسب بود و در ميان اسبان آنكه اشقر « 1 » و ارثم « 2 » و اقرح « 3 » و محجل « 4 » و مطلق اليمين بود نيكتر مىداشت ، اين شعر از ابن عبّاس است كه در مدح اسبان انشاد كند :
أحبّوا الخيل و اصطبروا عليها * فانّ العزّ فيها و الجمالا
اذا ما الخيل ضيّعها اناس * ربطناها فاشركت العيالا
نقاسمها المعيشة كلّ يوم * و نكسوها البراقع و الحلالا
حديث كنند كه ملائكه در هيچ لهوى حاضر نشوند الّا لهو مردان با زنان خود و لهو مسابقت اسبان و ديگر تيراندازى .
در ذكر استران و درازگوشان رسول خداى
پيغمبر را چند استر بود :
هامش
( 1 ) . اشقر : اسب سرخ موى .
( 2 ) . ارثم : اسبى كه سر بينى آن سپيد باشد يا اسبى كه لب بالائين آن سپيد باشد .
( 3 ) . اقرح : اسبى كه تمام دندانهاى آن روئيده باشد . گويند : در سال پنجم از سن ، اسب چنين مىشود .
( 4 ) . محجل : اسبى را گويند كه دست و پايش سپيد باشد ، يا اينكه فقط دو دست يا دو پايش سفيد باشد .