بنى مرّه يا مزدلفه و به روايتى بنى تميم بود بخريد و اعرابى منكر شد و از پيغمبر گواه طلبيد ، خزيمة بن ثابت شهادت داد و ذو الشّهادتين لقب يافت و اين اسب سفيد بود .
سيم : لزاز ، و آن را مقوقس به هديه فرستاد و پيغمبر بسيار وقت بر آن مىنشست .
چهارم : لحيف و آن را ربيعة بن ابى البراء هديه كرد و پيغمبر چند شتر او را عطا داد .
پنجم : ورد ، آن را تميم دارى هديه كرد ، پيغمبر به عمر بن الخطّاب عطا فرمود و او به يك تن از مجاهدين داد تا بر آن جهاد كند ، ديگر باره خواست از آن كس بخرد پيغمبر فرمود : چيزى را كه به صدقه دادى ديگر بر آن عود مكن . قال رسول اللّه : لا تشتره لا تعد في صدقتك و إن أعطيكها فإنّ العائد في صدقته كالكلب يعود في فيئه .
ششم : مقدام .
هفتم : ظرب ، آن را فروة بن عمرو الجذامى به هديه داد .
هشتم : ملاوح ، و آن را نخست ابو بردة بن تيار داشت .
نهم : سبجه ، و آن فرسى اشقر بود از مردى اعرابى از قبيلهء جهينه به ده ( 10 ) شتر خريد ، بدان مسابقت مىفرمود و پيشى مىجست و شاد مىگشت .
دهم : بحر ، آن را از بازرگانان يمن بخريد ، و سه نوبت بر اين اسب مسابقت كرد و پيشى بگرفت ، رسول خداى دست مباركش بر پيشانى او فرود آورد و فرمود : « ما انت الّا بحر » پس به اين نام معروف شد ، زين آن دودفّه ليف خرما بود .
يازدهم : ابلق ، و آن دو رنگ بود .
دوازدهم : ذو العقّال « 1 » .
سيزدهم : ذو اللّمه .
چهاردهم : مرنجل - به كسر جيم - .
پانزدهم : مرواح ، آن را جماعتى از بنى مذحج هديه فرستادند .
شانزدهم : سرحان .
هفدهم : يعسوب ؛ امير النّحل و ذكرها .
هجدهم : يعبوب ، و آن اسبى سريع بود كه سهل و نرم همىدويد از اين روى اين
هامش
( 1 ) . ذو العقّال : مرضى است كه در پاى اسب پيدا شود ( س ) .