تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1626

مساهمون:

ص١٦٢٦
اى معشر مردمان ! آنچه من به حكم و امر ايزد مهيمن مأمور به تبليغ آن بودم ، به شما رساندم و بر شما واضح و عيان گردانيدم . بر خود واجب و لازم و از فروض متحتم بدانيد و تغيير قول مرا جايز مدانيد . بار خدايا ! دوست دار دوست على را ، و دشمن‌گير دشمن او را ، و يارى كن ناصر و معين على را ، و از رحمت خود دور گردان و لعنت كن ستم‌كننده در حق على و اولادش را . بار الها ! مرا به ارسال خود جبرئيل امين سرافراز گردانيدى و حكم فرمودى كه ولايت و امامت كه مخصوص على و اولاد امجاد اوست ، به بندگان من و امّتان خود تبليغ نماى . و چون در آب باب به كرّات تأكيد فرمودى و بر من واجب و لازم ساختى و مرا به ارسال آيت عصمت مطمئن خاطر و ممتاز نمودى . تراخى و ترقّب آنكه مرا در هنگام اقامهء تبليغ امامت على عليه السّلام و نصب آن امام الانام از براى خاص و عام كه از جمله اكمال و اتمام نعمت تو به خلقان و تكميل احكام اسلام كه رضاى تو در آن است به بندگان تو ، مرا يارى كن . بار خدايا ! شاهد باش كه تبليغ ولايت ولىّ تو امير المؤمنين على عليه السّلام و اولاد او به بندگان تو نمودم و در آن باب به هيچ وجه من الوجوه به تقصير از خود ، راضى در هيچ باب نبودم . اى معشر مردمان ! بدانيد و آگاه باشيد كه حضرت خالق البرايا به نصب امامت و تبليغ ولايت على و ائمة الهداة عليهم السّلام اكمال دين شما و اتمام نعمت به ساير خلق نمود . پس اقتدا به آن امام البريه و اولاد او عليهم السّلام و التحيّة كه از فرزندان من‌اند واجب و لازم است زيرا كه هركه اقتدا به آن ولىّ ملك تعالى و بعد از او به ائمهء هدى عليهم سلام اللّه ننمايد ، در يوم القيام بىشبهه و ارتياب در هنگام عرض اعمال به حضرت مالك الرّقاب ، داخل در سلك
أُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِي النَّارِ هُمْ خالِدُونَ
لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ *
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1626 | لسان الملك سپهر