مسطور افتاد . همانا او را نايبى و كارپردازى در امور پادشاهى بود كه اركى نام داشت و كيس باى را پسرى بود كه قرمان خان مىناميدند ، ولايت عهد پدر با وى بود ؛ لكن هنگام مرگ پدر هنوز كودكى خردسال بود و كار سلطنت با وى راست نمىگشت .
قورقوت كه اميرى نامبردار بود و دويست و نود و پنج ( 295 ) سال در اين جهان روز شمرده و از فراز و فرود روزگار تجربتى به كمال داشت و به حصافت « 1 » عقل و رزانت رأى ناميده مىگشت و نسب به خاندان قبيلهء بايات مىبرد ، در اين امر تدبيرى انديشيد و چنان به صواب دانست كه اركى زمام سلطنت به دست گيرد و كار مملكت راست كند تا آنگاه كه قرمان خان به حد رشد و بلوغ رسد پس ملك به دو بازدهد و تاج فرو نهد .
اعيان مملكت رأى او را استوار داشتند و اركى را به نام كول اركى خان خواندند و كار ملك به دو تفويض دادند پس كول اركى خان بر تخت ملك برآمد و كار ملك بساخت . چون پنج ( 5 ) سال از مدت پادشاهى او برفت ، قرمان خان نيك از بد بشناخت ، پس كول اركى خان زمام ملك به كف كفايت او بازداد ، چنان كه ان شاء اللّه در جاى خود مذكور خواهد شد .
هامش
( 1 ) . حصافت : استوارى ، متانت