31 - « الذّارئ » :
به معناى خالق است ، « اللَّه ذرأ الخلق و برأهم ، يعنى : خدا خلق را آفريد » .
در اين كلمه ، بيشتر اوقات ، همزهء آخر ، حذف مىشود و ياء با كسرهء قبلش به صورت مدّى تلفظ مىگردد ( يعنى گفته مىشود الذّارى )
32 - « الرّازق » :
كسى كه عهدهدار روزى است و قائم به قوت همه مىباشد تا آنها را برپا دارد ، روزىاش همهء مخلوقات را در برگرفته و اختصاصى به مؤمن و نيكوكار ندارد بلكه كافر و بدكار را نيز شامل مىشود .
33 - « الرّقيب » :
نگاهدارندهاى كه چيزى از او غايب نيست ، آيهء قرآن هم بدين معناست كه مىفرمايد :
ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ
« 1 » .
يعنى : « انسان هيچ كلامى نمىگويد مگر آنكه در كنار او مراقبى حاضر است .
34 - « الرّؤوف » :
يعنى كسى كه رأفت و مهرش را به بندگان مىرساند .
گفته شده « رأفت » رساتر است از « رحمت » و گفته شده كه « رأفت » اخص است از « رحمت » و « رحمت » اعم از آن مىباشد .
35 - « الرّائى » :
به معناى « عالم » است و رؤيت به علم گويند كه آيهء قرآن مىفرمايد :
-
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ
« 2 » .
يعنى : « آيا نديدى كه پروردگار تو با قوم عاد چه كرد ؟ » .
يعنى آيا نمىدانى ؟
گاهى اوقات « رائى » به معناى « بيننده » و « رؤيت » به معناى « ديدن » هم آمده است .
هامش
( 1 ) سورهء ق ، آيهء 18 .
( 2 ) سورهء فجر ، آيهء 6 .