« هو الّذى فلق الحبّة و برأ النّسمة . يعنى : او كسى است كه دانه را شكافت و نسيم را خلق كرد » .
« و بارئ البرايا ، يعنى : خالق مخلوقات » . و « بريّة » نيز به معناى مخلوقات و مردم مىباشد .
16 - « الاكرم » :
به معناى كريم است كه گاهى اوقات « افعل » به معناى « فعيل » مىآيد مانند :
-
هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ
« 1 » .
يعنى : « آن كار ( خلقت دوبارهء انسان در قيامت ) براى خدا آسانتر است » .
يعنى آسان است ( نه آسانتر ، زيرا اين گونه نيست كه برخى از كارها براى خدا آسان و برخى ديگر آسانتر باشد ) -
لا يَصْلاها إِلَّا الْأَشْقَى
« 2 » .
يعنى : « اهل شقاوت به جهنّم در نيفتند » .
-
وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى
« 3 » .
يعنى : « اهل تقوا را از جهنم دور مىدارند » .
منظور از « اشقى و اتقى » در اين دو آيه ، « شقىّ و تقىّ » مىباشند ، همچنين ( دو كلمه اعز و اطول ) در شعر زير :
انّ الّذى سمك السّماء بنى لنا * بيتا قوائمه اعزّ و اطول
يعنى : « آن كسى كه آسمان را برافراشت ، بر ايمان خانهاى ساخته كه پايههايش سخت و بلند است » .
17 - « الظّاهر » :
( آشكار است ) با حجتهاى روشن و برهانهاى نورانى و نشانهايى كه دلالت بر ربوبيت و صحت يكتاييش دارد كه هيچ موجودى نيست
هامش
( 1 ) سورهء روم ، آيهء 27 .
( 2 ) سورهء ليل ، آيهء 15 .
( 3 ) سورهء ليل ، آيهء 17 .