يعنى : « خدا بزرگتر است ، شهادت مىدهم كه محمد فرستادهء خداست ، خدا بزرگتر است ، معبودى جز اللَّه نيست ، پروردگارى برايم جز اللَّه نيست كه حكومت و ستايش براى اوست ، شريكى ندارد ، منزه است خدا ، هر آنچه او بخواهد ، مىشود و هر آنچه نخواهد ، نمىشود .
بار خدايا ! اى صاحب جلال و كرامت ! اى پروردگار موسى و عيسى ، و ابراهيمى كه به وعدهاش وفا كرد ! اى معبود ابراهيم و اسماعيل و اسحق و يعقوب و نوادهگانش ! معبودى جز تو نيست ، تو منزهى با آن آياتى كه بر شمردى .
به عظمت تو سوگند ! و به آنچه انبيا تو را بدان مىخواندند و به اينكه تو پروردگار مردمى ، قبل از هر چيز تو بودى و بعد از هر چيزى تو هستى ، به كلماتى كه آسمان را نگاه داشتى تا بر زمين قرار نگيرد - مگر به اذن تو - و به كلماتى كه مردگان را زنده مىكنى ، قسمت مىدهم و از تو مىخواهم كه بندهات فلانى را از شرّ آنچه از آسمان فرود مىآيد و به آن عروج مىكند و نيز از شرّ آنچه از زمين خارج مىشود و در آن فرو مىرود ، نجات بدهى ، درود بر پيامبران و ستايش خدايى راست كه رب العالمين است » .
ه - و نيز از آن حضرت به خط شريفش رسيده است :
730 - « بسم اللَّه و باللَّه و الى اللَّه و كما شاء اللَّه و بعزّة اللَّه و جبروت اللَّه و قدرة اللَّه و ملكوت اللَّه ، هذا الكتاب اجعله يا اللَّه يا اللَّه شفاء لفلان بن فلان « 1 » عبدك و ابن امتك عبد اللَّه صلّى اللَّه على رسول اللَّه » .
يعنى : « به نام خدا و به يارى او ، به سوى او و آنچنان كه او بخواهد ، به عزّت خدا و جبروت خدا و قدرت خدا و ملكوت خدا . خدايا ! اين نوشته را براى فلانى ، فرزند فلانى شفا قرار ده ( او كه پدرش ) بندهء تو ، مادرش كنيز تو و خودش بندهء خداست ، درود بر رسول خدا » .
هامش
( 1 ) به جاى فلان بن فلان ، نام آن مريض و نام پدرش را بگويد .