ربّى ان لا ادع عمله يتجاوزنى الى غيرى ما لم يكن للَّه خالصا » .
يعنى : « فرمود : حافظان ، عمل بنده را كه همراه با فهم و كوشش و ورع بوده را به آسمان مىبرند در حالى كه صدايى مانند رعد و نورى مثل برق دارد ، علاوه بر اين ، سه هزار فرشته هم آن را همراهى مىكنند ، وقتى به فرشتهء آسمان هفتم مىرسند مىگويد : بايستيد و اين عمل را بر چهره صاحبش بكوبيد ، من ملك حجابم ، هر عملى كه براى خدا نباشد را از او پوشيده مىدارم ، اين فرد هدفش اين بود كه نزد رهبران و پيشوايان ، داراى مقام و رفعتى گردد و نامش را در مجالس ببرند و آوازهاش به شهرها برسد ، پروردگارم به من فرمان داده تا وقتى كه عملش براى خدا خالص نشده ، نگذارم از من بگذرد و به ديگرى برسد » .
« قال : و تصعد الحفظة به عمل العبد مبتهجا به من صلاة و زكات و صيام و حجّ و عمرة و حسن الخلق و صمت و ذكر كثير تشيّعه ملائكة السّماوات و الملائكة السّبعة بجماعته فيطئون الحجب كلّها حتّى يقوموا بين يديه سبحانه فيشهدوا له به عمل و دعاء فيقول : انتم حفظة عمل عبدى ، و انا رقيب على ما في نفسه ، انّه لم يردنى بهذا العمل ، عليه لعنتى ، فيقول الملائكة : عليه لعنتك و لعنتنا »
. يعنى : « بعد فرمود : اين بار ، حافظان ، اعمال بنده را در حالى كه بدان خوشحال است بالا مىبرند ، اعمالى مانند : نماز و زكات و روزه و حج و عمره و اخلاق نيكو و سكوت و ذكر بسيار كه ملائكهء آسمانها و نيز آن هفت ملك آن را مشايعت مىكنند ، تمام پردهها را مىدرند تا در برابر خداوند سبحان قرار گرفته برايش به عمل و دعا گواهى مىدهند كه ذات اقدس الهى مىگويد :
شما حافظان و نگهبانان عمل بندهء من هستيد ، ولى ( از قلبش خبر نداريد ) من بر آنچه در نفس او مىگذرد ، نگهبانم ، او با اين عملش مرا اراده نكرده بود ، لعنت من بر او باد ، در اينجا ملائكه هم مىگويند : لعنت تو و لعنت ما بر او باد » .
« معاذ » در اين هنگام به گريه افتاد و به رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم -
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 403
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص٤٠٣