من فكر كردم كه صلاح نيست صد هزار دعاى عرشى را كه حتما مستجاب مىشود ، در برابر يك دعا براى خود رها كنم ، در حالى كه نمىدانم آن يك دعا مستجاب مىشود يا خير ؟ « ابن ابى عمير » از « زيد نرسى » روايت كرده است كه گفت : من و « معاوية بن وهب » در عرفات با هم بوديم ، او در حال دعا بود كه اشكهايش را مشاهده نمودم ، دقت كردم ديدم براى خودش حتى يك دعا هم نكرد بلكه براى افرادى از گوشه و كنار جهان دعا مىكند و نامشان و نام پدرانشان را مىبرد ، وقتى مردم از عرفات كوچ كردند به او گفتم : اى عمو ! از تو چيز عجيبى ديدم .
گفت : چه چيز عجيبى ديدى ؟
گفتم : در اين محل حساس ، برادرانت را بر خود مقدم داشتى و براى ديگران دعا كردى ! گفت : اى برادر زاده ! از اين كارم تعجب نكن ، چون من از مولاى خود كه مولاى هر مرد و زن با ايمان است و سيد و آقاى گذشتگان و آيندگان بعد از پدران معصومش - عليهم السّلام - نيز مىباشد ، شنيدم كه اگر از آن حضرت نشنيده بودم ( و دروغ بگويم ) دو گوش من كر گردند ، دو چشم من كور شوند و از شفاعت پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - محروم گردم ، شنيدم كه مىفرمود :
490 - « من دعا لاخيه في ظهر الغيب ناداه ملك من السّماء الدّنيا :
يا عبد اللَّه ، و لك مائة الف ضعف ممّا دعوت . و ناداه ملك من السّماء الثّانية : يا عبد اللَّه ، و لك مائتا الف ضعف ممّا دعوت . و ناداه ملك من السّماء الثّالثة :
يا عبد اللَّه ، و لك ثلاثمائة الف ضعف ممّا دعوت . و ناداه ملك من السّماء الرّابعة يا عبد اللَّه ، و لك اربعمائة الف ضعف ممّا دعوت . و ناداه ملك من السّماء الخامسة :
يا عبد اللَّه ، و لك خمس مائة الف ضعف ممّا دعوت . و ناداه ملك من السّماء السّادسة : يا عبد اللَّه ، و لك ستّمائة الف ضعف ممّا دعوت . و ناداه ملك من السّماء السّابعة : يا عبد اللَّه ، و لك سبعمائة الف ضعف ممّا سألت ، ثمّ يناديه اللَّه تبارك »
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 303
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص٣٠٣