بايد در احوالات مردم در روز قيامت و قبل و بعد از آن ، فكر كنى كه چه كسانى اهل سعادتند و چه كسانى اهل شقاوت ، در اين صورت حتما برايت سبب خوف و انگيزهء اشك و رقت و اخلاص قلب ، حاصل مىشود .
هر گاه به چنين حالتى رسيدى ، آن را غنيمت بشمار و بدان كه چنين ساعاتى از نفيسترين لحظات عمر توست ، در اين حالت است كه بايد سؤالات و نيازهايت را به درگاه خداوند صاحب جلال ، عرضه بدارى و از اهم حاجاتت اين باشد كه :
اولا - اقبال و توجه خداوند سبحان به تو دوام يابد .
ثانيا - اقبال و توجه توبه او نيز ادامه داشته باشد .
ثالثا - ادب حضورش را به نيكوترين وجه درك كرده باشى .
و رابعا - اگر حاجاتت را خواستى طلب كنى ، چيزى بخواه كه جمال و زيبايى واقعى و حقيقى برايت بياورد و گرفتارى و و بال را از تو دفع كند ، نه اينكه مال ( دنيا ) طلب كنى ، چون نه او براى تو باقى مىماند و نه تو براى آن .
تنبيه
بدان كه گريه كردن و ضجّه و ناله زدن به درگاه الهى ، از گناهان و طلب رها شدن از آن ، صفت خوبى است اما تا جدايى از گناه و توبهء از معاصى نباشد ، فايدهاى ندارد كه جناب سيد العابدين على بن الحسين - عليه السّلام - فرمود :
462 - « و ليس الخوف من بكى و جرت دموعه ما لم يكن له ورع يحجزه عن معاصى اللَّه ، و انّما ذلك خوف كاذب »
. يعنى : « خوف اين نيست كه كسى گريه كند و اشك بريزد ، اما ورعى كه او را از گناهان دور كند ، در وى نباشد ، اين خوف دروغ است » .