جانب خودت ، صوت حزينى را به گوش من برسان » .
در روايت آمده است كه :
420 - « لمّا بعث اللَّه موسى و هارون - عليهما السّلام - الى فرعون قال لهما :
لا يروّعكما لباسه فانّ ناصيته بيدى ، و لا يعجبكما ما متّع به من
زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا
و زينة المترفين فلو شئت زيّنتكما بزينة يعرف فرعون حين يراها انّ مقدرته يعجز عنها » .
يعنى : « آنگاه كه خداوند متعال موسى و هارون - عليهما السّلام - را به سوى فرعون فرستاد به آن دو گفت : مبادا لباسهاى فاخرش شما را بترساند كه زمام كار او در دست من است . و مبادا از بهرهورى دنيايى و زينتهاى او تعجّب كنيد كه اگر مىخواستم شما دو نفر را طورى زينت مىكردم كه هر وقت ، فرعون شما را ببيند بفهمد كه قدرتش در برابر آن عاجز است » .
« و لكنّي ارغب بكما عن ذلك فازوى الدّنيا عنكما ، و كذلك افعل باوليائى انّى لازوّدهم عن نعيمها كما يزوّد الرّاعى غنمه عن مراتع الهلكة ، و انّى لاجنّبهم سلوكها كما يجنّب الرّاعى الشّفيق ابله عن موارد العثرة و ما ذاك لهوانهم علىّ و لكن ليستكملوا نصيبهم من كرامتى سالما موفّرا »
. يعنى : « ولى من شما را بر آن ترجيح مىدهم ، بنا بر اين ، دنيا را از شما دور كردم و اين روش برخورد من است با دوستانم . به آنان آن مقدار نعمت دنيا مىدهم كه چوپان از علفهاى هلاكت و نابودى به گوسفندانش مىدهد ، من دوستانم را از سلوك در دنيا دور نگه مىدارم همچنان كه چوپان مهربان ، شترهايش را از لغزشگاهها و پرتگاهها نگاهدارى مىنمايد . بنا بر اين ، دور نگهداشتن دوستانم از دنيا به خاطر اين نيست كه آنان نزد من بىارزشند بلكه به خاطر اين است كه در حال سلامت ، به كمال كرامت در نزد من برسند » .