142 - « من ازداد علما و لم يزدد هدى لم يزدد من اللَّه الّا بعدا »
. يعنى : « كسى كه علمش زياد شود اما هدايت ( و عملش ) افزون نگردد ، نفعى جز دورى از خدا نبرده است » .
و عمل بدون علم نيز نفعى ندارد ، به دليل كلام آن حضرت كه مىفرمايد :
143 - « و العامل على غير بصيرة كالسّائر على غير طريق لا يزيده سرعة السّير من الطّريق الّا بعدا »
. يعنى : « كسى كه بدون آگاهى و بصيرت عمل مىنمايد ، مانند كسى است كه بيراهه حركت مىكند ، هر چه سريعتر برود از راه اصلى دور تر مىگردد » .
پس علم و عمل ، هماهنگ هستند ، هيچ يك از آن دو نمىتواند بدون ديگرى روى پاى خود بايستد . هر كتابى كه نوشته شد . هر سخنرانى و موعظهاى كه گرديد و هر نظريهاى كه داده شد ، حول محور اين دو گوهر بوده و هست ، بلكه كتب آسمانى به اين خاطر نازل گرديدند و انبيا نيز به همين سبب فرستاده شدهاند . حتى آسمانها و زمين و مخلوقاتى كه بين آن دو هستند هم به همين خاطر خلق گرديدهاند . خوب است در دو آيه از قرآن كريم تأملى بكنى تا اين مطلب درست برايت جا بيفتد ، اول اينكه مىفرمايد :
-
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً
« 1 » .
يعنى : « خدايى كه هفت آسمان و همانند آنها ، زمين را آفريد ، فرمانش بين آنها فرود مىآيد ( و اجرا مىگردد ) تا شما بدانيد كه او بر هر چيزى قادر است و علمش به هر چيزى احاطه دارد » .
همين يك آيه در شرف علم خصوصا « علم توحيد » بسنده مىكند .
آيهء ديگر آنجاست كه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) سورهء طلاق ، آيهء 12 .