جز اينكه ديدم آن دو تن استغاثه ميكنند و زارى مينمايند ، و من بكشندگان پدرم حسين عليه السّلام نظر مىافكنم و بدين دو تن ميگويم اين مردم بدين كار اقدام نكردند مگر بر اساسى كه شما تأسيس كرديد ، چون كار بدست شما آمد بر ما رحم نكرديد و ما را كشتيد ، و محروم ساختيد ، و حقوق ما را پايمال كرديد ، و استبداد بخرج داديد و ما بانجام وظيفه خود حاضر بوديم شما بما راه نداديد ، پس خدا رحم نياورد بر هر كس كه بر شما رحم آرد ، بچشيد و بال و عقوبت آنچه كردهايد ، و خداوند بر بندگانش ستمكار نخواهد بود .
( 1 ) 7 - يعقوب بن سليمان گويد : شبى با چند تن از ياران گفتگو داشتيم و سخن از كشتن حسين عليه السّلام بميان آمد ، يكتن از ياران گفت : هيچ كداميك از كسانى كه دامنشان به خون حسين عليه السّلام آلوده شده بود باقى نماندند جز اينكه ببلائى در فرزندش و يا مال و جانش گرفتار شدند ، پيرمردى در آنجا بود سوگند ياد كرد كه من از جمله كسانى بودم كه در قتل حسين شركت كردم و تا كنون هيچ گونه آسيبى نديدهام كه موجب ناراحتى من باشد ، همهء ياران بر او خشم گرفتند ناگهان
ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( فارسى ) — صفحة 488
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٨٨