صادق عليه السّلام از مدينه بسوى مكّه ميرفتيم در مكانى كه آن را عسفان ميناميدند امام پياده شد و حركت كرديم و بكوهى سياه كه در جانب چپ بود گذر نموديم و آن كوهى هولناك بود من عرض كردم يا ابن رسول اللَّه اين كوه چقدر مخوف است در مسير اين راه كوهى بيمناكتر و پروحشتتر از اين نديدم ، حضرت فرمود :
اى پسر بكر آيا ميدانى اين چه كوهيست ؟ اين كوهيست كه آن را « كمد » گويند ، و بر يكى از واديهاى دوزخ است كه ( ارواح ) قاتلين پدرم حسين عليه السّلام را خداوند در آن زندانى كرده ، و از زير آن روان شود چركاب جهنّم از غسلين يعنى كثافات ، و از صديد يعنى خوناب و ريم ، و از حميم آن يعنى آبهاى تيره و آلودهء جوشان ؛ و آنچه بيرون آيد از زير جهنّم و طينت خبال ( آبى كه از فروج زنان بدكاره بيرون آيد ) و آنچه خارج شود از لظى يعنى زبانههاى آتش ، و از حطمه يعنى آتشهاى درهم شكننده ، و از سقر كه يكى از بدترين دركات جهنّم است ، و از جحيم كه آتش گداخته است ، و از هاويه كه نام دركى است از دركات دوزخ ، و از سعير يعنى آتش افروخته ، همه از زير اين كوه بيرون مىآيد .
و بعد فرمود من تاكنون در اين راه بدين كوه گذر نكردهام و نايستادهام
ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( فارسى ) — صفحة 487
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٨٧