تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( فارسى ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
و فرمان آيد كه ببهشت در آى ، گويد : ببهشت نروم تا اينكه بدانم پس از من با فرزندم حسين چه كردند ، خطاب رسد بقلب محشر نظر كن ، پس بدان سو نظر افكند و فرزندش حسين عليه السّلام را بيند با تنى بىسر بر پا ايستاده ، پس شيونى كشد و من از شيون او شيون كنم و همهء كروبيان از فغان و نالهء ما بخروشند ، و خداوند بخشم آيد و آتشى را كه نامش هبهب است و آن را هزار سال دميده‌اند كه هيچ گونه رخصتى در آن نيست و اندوهى از آن جدا نميشود فرمان دهد كه قاتلين حسين عليه السّلام را اگر چه از حاملين قرآن باشند بربايد ، و آن آتش شراره‌اى كشد و همه را در كام خود گيرد ، پس بخروشد و آنان با خروش او بخروشند ، و نعره كشد و آنان بهمراه او نعره كشند ، و بغرّد و آنها نيز بغرّند ، پس قاتلين بنطق آيند و با زبانى باز گويند پروردگارا از چه جهت اين آتش را پيش از اينكه مشركان و بت پرستان را عقوبت كنى بر ما مسلّط ساختى ، از جانب خدا خطاب رسد كه أنّ من علم ليس كمن لا يعلم آرى آنكه ميداند با كسى كه نميداند يكسان نيست ( يعنى فضولى موقوف ، بشما مربوط نيست ) . ( 1 ) 6 - عبد اللَّه بن عبد الرّحمن أصمّ گويد : عبد اللَّه بن بكر أرّجانى گفت : با امام