نراقى در يك چنين محيطى زندگى كرد چنان كه در محيط تصوف كه مركزش اصفهان بود نيز زندگى كرد و بديهى است مردى با آن قدرت علمى و فضيلت و سرشناسى ناچار يكى از قهرمانان اين كشمكشها ، بلكه قاعدتا و در حقيقت فرمانده دانشمند اين معركهها بود كه با آراء و تأليفات و مناظرات خود ، با استاد خود بهبهانى همكارى مىكرد . وسعت دامنهء معلومات نراقى امرى بود كه او را در اين مبارزه يارى مىكرد زيرا او تنها فقيه يا اصولى آشنا به مقدمات فقه و اصول نبود ، بلكه به هندسه ، حساب ، فلك و فلسفه نيز وارد بود و در فلسفه مقامى ارجمند داشت . مقام او در فلسفه به خوبى از كتاب جامع السعادات او نمايان است كه در آنجا از نفس و بقاى آن با روش و اسلوبى بحث مىكند كه با روشهاى فلاسفه چندان تفاوتى ندارد . « 1 » روحيهء فلسفى او در فصلى كه به نام مجارى تفكير در مخلوقات عنوان كرده است ، بهطور روشن و واضح جلوهگرى مىكند . « 2 » اين فصل از فصولى است كه شايستهء مطالعه و دقت است . در اين فصل انسان را متوجه آثار صنع خدا و ادلهء وجود و حكمت بارىتعالى مىسازد و باز در فصلى كه براى بيان اصول عقايد مورد اتفاق تخصيص داده است روحيه و طرز فكر فلسفى او نمايان است . « 3 »
نراقى كتابهاى بسيارى در فلسفه و اخلاق و فقه و رياضيات و علوم ديگر تأليف كرده است ، از جمله :
[ تاليفات ]
جامع الافكار و ناقد النظار ، در اثبات واجب الوجود ، تهرانى آن را در الذريعة عنوان كرده مىگويد اين كتاب بزرگترين كتابى است ، كه در اثبات واجب و صفات ثبوتى و سلبى او نوشته شده و نظيرى در اين مورد ندارد . در تاريخ ربيع الاول سال 1193 هجرى تأليف اين كتاب را به پايان رسانده است . « 4 »
قرة العين فى الوجود و الماهية ، كه آن را بعد از نگارش جامع الافكار تأليف كرده است . نگاه كنيد به الذريعة ج 5 ، ص 41 .
جامع السعادات در سلوك و اخلاق ، كه به سال 1312 هجرى در ايران در دو مجلد چاپ شده ، سپس در عراق به طرز جالبى به چاپ رسيده و مقدمهء بسيار مفيدى هم به قلم شيخ محمد رضا مظفر بر آن نوشته شده است .
معتمد الشيعة فى احكام الشريعة ، در فقه .
لوامع الاحكام فى فقه شريعة الاسلام ، كه پسرش احمد نراقى در كتاب المستند و العوائد خود بسيار از آن نقل كرده است .
هامش
( 1 ) - جزء اول ، ص 7 - 10
( 2 ) - جزء اول ، ص 161 تا 200
( 3 ) - جزء اول از ص 111 تا 115
( 4 ) - الذريعة ، ج 11 ، ص 103