تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
از لحاظ شخصيت و فضل و خبرويت بود ، آن تحول قريب الوقوع را برهم زد . وحيد بهبهانى داراى خصايص نادر و ممتازى بود ، يعنى علاوه بر عمق فكر و وسعت دايرهء فرهنگ ، مردى بسيار با كفايت و لياقت بود و از پشتيبانى نيرويى فعال برخوردار بود . مردى بود پركوشش و فعال . اين مرد دانشمند فعال و لايق يك‌مرتبه شروع به معارضه با اخباريان و مناظره با آنها از راه تأليف و مباحثه و مناظره كرد و در نتيجه در مقابل او قواى اخباريان از هم متلاشى گرديد و نتوانستند در برابر دلايل و براهين خردكنندهء او ايستادگى كنند و سخت در برابر او شكست خوردند . بدست او و شاگردانش از قبيل سيد مهدى بحر العلوم و شيخ جعفر كاشف الغطاء و محقق قمى و نراقى ، اصولا فكر اخبارى تا به امروز از بين رفت . مكتب اخبارى بر پايهء عدم اتكاء به عقل در مسائل دينى استوار است و به نظر آنها يگانه مرجع و مصدر در نزد اخباريان فقط احاديث و اخبار وارده در كتابهاى مورد اعتماد است و بر ظواهر الفاظ احاديث متكى هستند و مىگويند هرآنچه در كتب اربعهء حديث : كافى ، استبصار ، تهذيب و من لا يحضره الفقيه آمده است ، همهء آنها مقطوع الصدور از رسول اكرم ( ص ) و ائمه ( ع ) است ، با اينكه بين آنها اختلاف و تعارضى موجود است و براساس اين عقيده و فكر بود كه علم اصول را نپذيرفتند ، زيرا معتقد بودند كه تمامى مدارك عقلى مستند به اخبار نيست و نمىشود به عقل تكيه كرد . به علاوه آنها منكر اجتهاد و تقليد هستند و طبقهء معارض اخباريان كه در برابر اين انحراف فكرى مقاومت مىكردند اصولى خوانده مىشدند و مىگفتند : فطرت سليم حكم مىكند كه عقل اساس محكمى است و بايد به آن اعتماد و تكيه كرد و از طريق عقل است كه به خدا و انبيا و پيغمبران و احكام آنها مىتوان پى برد . آنها ما را به مراجعه به عقل ارشاد كرده‌اند و ممكن نيست صواب را از خطا تميز داد مگر به حكم عقل و كتب اربعه كه مستند آنهاست ، قطعى الصدور نيست ، به علاوه تمامى آنچه در آنها نوشته شده حجت ندارد و احاديثى در آنها هست كه اصطلاحا و مطابق موازين موجود ضعيفند ، چنان كه احاديث صحيح و حسن و غيره نيز در آنها آمده است . علاوه بر اين در حدود چهل مورد در فروع دين ميان اصوليان و اخباريان اختلاف است كه صاحب روضات در شرح حال استرآبادى متعرض آنها شده است . همين مكتب اخبارى بود كه پيروانش را به غلو و افراط واداشت و شهر كربلا در حقيقت مركز اصلى فكر اخبارى و نجف مركز اصلى اصوليان بود و كم‌كم اختلاف ميان آنها بالا گرفت و به دشنام و ناسزاگويى و تكفير هم كشيد ، چنان كه در كتاب استرآبادى به نام الفوائد المدنية قسمتى از آن دشنامها و غيره ديده مىشود . اين اختلاف خيلى بالا گرفت تا حدى كه دانشجوى علوم دينى كتابهاى اصوليان را با دستمال برمىداشت چون مىترسيد در اثر تماس دست با جلد كتاب دستش نجس شود .