تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
شهرت شيخ بهائى بيشتر مربوط به برخى از تأليفات او مثل خلاصة الحساب و تشريح الافلاك است كه قبلا بدانها اشارت شد . همچنين كتاب كشكول او كه مكرر در ايران و مصر چاپ شده است . كتاب كشكول از جذابترين و پرفايده‌ترين كتابها و جامع فنون معرفت است و در مجامع علمى و ادبى شهرتى بسيار دارد . شيخ بهائى در اين كتاب نوادر علمى و فوائد فرهنگى و ادبى فراوانى را گرد آورده است كه انسان را از بسيارى كتابها بىنياز مىسازد . كشكول مجموعه‌اى گرانقدر است مشتمل بر بحثهاى فلسفى و عرفانى و تصوف و حاوى مسائل مبسوطى از علم مناظر و مرايا ، همچنين بسيارى از مسائل هندسى و جبر و حساب هم در آن گنجانده شده است ، چنان كه تفسير بسى از آيات كريمه را هم دارد و مسائل بسيارى از فقه نيز در آن ملاحظه مىشود . اما ادبيات و شعر و تاريخ ، در آن بسيار آورده شده است و معماهاى مربوط به حساب و اعمال جبرى و لغزهاى شعرى و ادبى و غيره در آن فراوان است . شيخ بهائى روح تصوف خود را در اين كتاب به خوبى نشان داده است و جنبه‌هاى عرفانى او ظهور و بروز زيادى دارد . در اين كتاب از صوفيان و حكايات و بيانات و اشعار آنان فراوان ياد كرده است . در اين كتاب شخصيت ادبى شيخ بهائى و دقت او در نكات ادبى خودنمايى مىكند . شيخ بهائى در اين كتاب شاعرى است عارف مسلك كه اشعار او رنگ فلسفى نيز دارد . همچنين معانى موسيقى و اقسام آن و سحر و انواع آن ، در اين كتاب به چشم مىخورد و در آن از مسائل علم فلك بياناتى به تفصيل وجود دارد و بحثهاى فلسفى و كلامى بسيارى در صفحات آن از نظر خواننده مىگذرد . يكى از آثار گرانقدر شيخ بهائى رسالهء جوهر فرد اوست كه نام آن را در كشكول برده است . اين رساله در ابطال جزء لايتجزا است و با اقامهء نه برهان ابطال جزء لا يتجزى را اثبات كرده است . چكيده و عصارهء اين براهين بر دلايل رياضى و هندسى پايه‌گذارى شده است . در كشكول گفته شده است : از رساله‌ام كه به نام جوهر فرد است ، آنچه در باب ابطال تركيب جسم از اجزاء غير قابل تجزيه ، علاوه بر آن شش وجه سابق ، به خاطرم رسيده اينست : « هرگاه مثلث متساوىالساقينى فرض كنيم كه هريك از ساقهايش هشت جزء و قاعده‌اش هفت جزء باشد ، ما بين طرفين دو ساقش از قاعده ، به سبب اشتراك طرفين آن پنج جزء است و رديف هشتم كه در رأس مثلث واقع است نيز مشترك است ، پس اگر بين دو ساق ، يك جزء باشد بين رديف ششم دو جزء ، و بين رديف پنجم سه ( و الخ . . . ) بين رديف اول هفت جزء