تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
استاد استفاده نكرده و ازاين‌رو برخى از آراء او را نفهميده پذيرفته است . يكى از كسانى كه به شدت از او انتقاد كرده حكيم الهى نورى است . ولى پسر بزرگ همين حكيم يعنى محمد نورى به شدت منكر نظر و عقيدهء پدرش بود ؛ و در مقابل ، كسانى هم بودند كه او را ستوده‌اند كه يكى از آنها محدث نيشابورى است ، كه در كتاب رجال خود از او ستايش كرده است و صاحب الروضات به شدت از او دفاع كرده است . همچنان‌كه شاگردش سيد كاظم گيلانى از او به دفاع برخاسته است . شكى نيست كه اختلاف مردم دربارهء او دليل بر رفعت مقام و شخصيت اوست و مىرساند كه او مرد بزرگى بوده است . به طورى كه گفتيم او را به غلو و تفويض نيز متهم كرده‌اند و گروهى از پيروان او به نام شيخيه معروفند . عقيدهء او در نسبت دادن زندگى و مرگ و خلقت و روزى به على ( ع ) شايع است ولى ما در قبال افكارى كه به او نسبت داده و مىدهند در تاريكى هستيم و حقيقت را نمىدانيم و نمىتوانيم بگوييم تا چه درجه اين نسبتها صحيح است به ويژه ازآن‌جهت كه اين مرد مقام و شخصيت بارز و مهمى داشت و در محيطهاى آن دوره مردى صاحب شأن و مقام به شمار مىرفت و شايد كسانى كه بر او حسد مىبردند و رقيب او محسوب مىشدند اين نسبتها را به او داده باشند تا بدين‌وسيله مردم را نسبت به او بدگمان سازند . در هر صورت اوضاع و احوال روزگارى كه او در آن زندگى مىكرد به‌طور تحقيق بر ما معلوم نشده است ، ولى دو چيز هست كه انسان را وادار به سؤال مىكند : يكى آنكه آيا ممكن است تمامى فقهاى عراق بر ضد شيخ احمد احسايى قيام كنند و اين كار سبب معقولى نداشته باشد ؟ و چگونه ممكن است فقهاى عراق بىجهت به همهء شهرهاى عراق نامه بنويسند و از احسايى بدگويى كنند ، تا جايى كه ناچار از عراق فرار كند ، با وجود اين حتى قسمتى از آنچه به او نسبت داده‌اند درست نباشد ؟ دوم اينكه گروهى كه به نام شيخيه از آراء او پيروى مىكردند وجهه نظرهاى مخصوصى داشته و تا هم‌اكنون نيز دارند آيا همين مطلب بر صحت انتساب برخى از عقايد منسوب به او دلالت نمىكند ؟ به هر صورت اين مرد يكى از اعلام و سرشناسانى بود كه در قرن سيزدهم هجرى جلوه‌گرى كرد و شهرتش بر مبناى فلسفه و كلام بود و در بسيارى از معارف از قبيل علم حروف ، طب ، رياضيات ، نجوم ، كيمياگرى و علم اصول و عرفان وارد بود . به شدت بر طريقهء صوفيان اعتراض مىكرد و از صدر المتألهين و ملا محسن فيض كاشانى هم به علت اعتقاد به وحدت وجود انتقاد كرده است ، گرچه از عناوين بعضى از كتابهاى وى به جنبهء اشراقى او مىتوان پى برد . احسائى در موضوعات متعدد تأليفاتى دارد و مشهورترين تأليفهاى او عبارتند از

[ تاليفات ]

: كتاب