لصناعة الطب ، الجامع و الجامع الكبير ، حاوى كتاب بزرگى است كه گويند بالغ برسى مجلد بوده و به امر وزير ، ابن عميد ، متوفى به سال 359 هجرى ، پس از مرگ رازى با تعليقات و يادداشتهايش ، گردآورى شد . بدينترتيب كه وزير مزبور از خواهر رازى و بعضى از شاگردان او خواست تا آنچه را كه به خط رازى از مطالب مربوط به علم طب و يادداشتهاى پراكندهء طبى او پيدا مىكنند در يك جا گردآورى كنند و به تهذيب و ترتيب آن ، بپردازند . پس آن مطالب را در دوازده بخش مرتب كردند به طورى كه النديم تفصيل آن را نقل كرده است . « 1 »
كتاب المنصورى كه آن را براى منصور بن اسماعيل صاحب خراسان تأليف كرد . اين كتاب بر ده مقاله مشتمل است و در آن وصف دقيقى از اعضاى بدن انسان و در حقيقت تشريح بدن را به ايجاز و اختصار آورده است . اين كتاب به عربى است و از دستبرد زمانه محفوظ مانده و به دست ما رسيده و به لاتينى هم ترجمه شده و در اروپا اهميت داشته و در نزد اطباى آنجا ، تا قرن 17 ميلادى ، مورد عمل و استفاده بوده است .
رسالهاى در حصبه و آبله ، اين رساله به راستى آيتى بود در درمانهاى بالينى و تجزيه و تحليل دقيق از اين دو بيمارى ، چنان كه همين رساله مشتمل بر نخستين بررسيهاى علمى صحيح در بيماريهاى واگير و نخستين كوشش براى شناخت اين دو بيمارى بود . و از اينكه ميان سالهاى 1498 - 1866 اين كتاب چهلبار به زبان انگليسى به چاپ رسيده است مىتوان به اندازهء شهرت و اهميت مطالب آن پى برد . « 2 » همچنان كه به لاتين و زبانهاى ديگر نيز ترجمه شده است .
و از كتابهاى او در شيمى ، كتاب الاسرار اوست كه كريمونا در اواخر قرن 12 ميلادى ترجمه كرده است . اين كتاب هم در مدارس اروپا مدتها مورد اعتماد و تدريس بوده ، و باكون به اين كتاب مراجعه كرده و به مطالب آن استشهاد كرده است . « 3 »
همچنين كتاب ديگرى به نام كتاب فى محنة الذهب و الفضة ، و الميزان الطبيعى دارد .
تأليفات ديگر او در موضوعات مختلف به شرح زير است :
كتاب المدخل فى المنطق .
كتاب هيئة العالم ، و غرض او در اين كتاب آنطور كه ابن ابى اصيبعه بيان كرده است ، شرح كرويت زمين و اينكه زمين در وسط فلك واقع شده و دو قطب دارد كه بر آن مىچرخد و خورشيد از زمين بزرگتر و ماه از زمين كوچكتر است . « 4 »
و كتابى به نام كتاب فى كيفية الابصار دارد كه در آن اشكالى از كتاب اقليدس را در
هامش
( 1 ) - الذريعة ، ج 6 ، ص 353 و عيون الانباء ، ج 2 ، ص 530
( 2 ) - قصة الحضارة ، قسمت دوم ، ج 4 ، ص 191
( 3 ) - تراث العرب العلمى ، ص 191
( 4 ) - عيون الانباء ، ج 2 ، ص 352