تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
او استفاده كرده و از اشعارى كه ابو حسين در مدح امير المؤمنين على ( ع ) سروده بود و بر حاضران املا مىكرد ، نسخه‌اى براى خود نوشته بود . و دو بيت زير از اشعار اوست :
كأن سنان ذابله ضمير * فليس عن القلوب له ذهاب و صارمه كبيعته بخم * معاقدها من الخلق الرقاب
« گويى كه نوك نيزهء او چنان نفوذكننده است كه از دلها بيرون نمىرود ، و شمشيرش همانند بيعتش در « خم » ، « 1 » بر گردنهاى مردم جاى دارد . » و اين معنى را متنبى گرفته و در اين دو بيت به كار برده است :
كأن الهام فى الهيجا عيون * و قد صيغت سيوفك من رقاد و قد صغت الاسنة من هموم * فما يخطرن الا فى فؤاد
« گويى سرها در ميدان جنگ چشم شده ، و شمشيرهاى تو از خواب ساخته شده است ؛ و نيزه‌ها از هم و غم ساخته شده‌اند كه جز در دل خطور نمىكنند و تنها در دلها جايگزين مىشوند . » « 2 » ديگر از شاگردان او ابو جيش مظفر بن محمد بن احمد بلخى متكلم است كه در سال 367 هجرى وفات كرد ، او استاد شيخ مفيد بود و كتابهايى در كلام و غيره دارد . « 3 » ديگرى ابو حسين محمد بن بشر سوسنگردى از متكلمان اماميه است كه تأليفاتى در امامت دارد و به « وعيد » كه يكى از مسائل معروف كلام است معتقد بود . « 4 » از شاگردان ديگر او ابو على حسين بن قاسم كوكبى كاتب و ابو بكر محمد بن يحياى صولى ، كاتب و اديب مشهور متوفى به سال 335 يا 336 هجرى است كه از اديبان و نويسندگان شيعه بود و دو كتاب او به نام كتاب الاوراق و كتاب ادب الكاتب ، هر دو ، به چاپ رسيده است . « 5 » و بالاخره بزرگان طايفهء شيعه و برجستگان متكلمان اماميه در قرن چهارم و پنجم هجرى از قبيل شيخ مفيد ، نجاشى ، سيد مرتضى ، شيخ طوسى و ديگران همگى به يك يا دو واسطه از شاگردان ابو سهل اسماعيل نوبختى بودند . « 6 » آراء كلامى او گرچه قابل توجه و عنايت مخصوص است ، ولى از آراء او جز قسمتى
هامش
( 1 ) - غدير خم . ( 2 ) - الكنى و الالقاب ، ج 3 ، ص 191 ( 3 ) - همان كتاب ، ج 1 ، ص 41 ( 4 ) - تأسيس الشيعة ، ص 379 ( 5 ) - الكنى و الالقاب ، ج 3 ، ص 391 - 392 و اعيان الشيعة ، ج 12 ، ص 50 - 51 در آنجا كه شاگردان « ابو سهل نوبختى » را نام برده است . ( 6 ) - اعيان الشيعة ، ج 12 ، ص 51