وانگهى ، ما نبايد هنگام داورى دربارهء علوم در سرزمينهاى شرقى اسلامى در دوران بعد از مغول همان معيارهاى پيش از آن دوره را درنظر بگيريم . شايد در هيچ زمينهء ديگرى اختلاف ميان آنچه پيش از چنگيز وجود داشت و آنچه پس از او پديد آمد مانند آثار و تأليفات علمى چشمگير نباشد . انديشههاى بزرگ و هدفهاى عالى كاملا از ميان رفته است و بهجاى آن تأليف و اقتباس صرف از آثار ديگران و رياكارى و سالوسبازى متداول گشته . با برآمدن دانشمندى ايرانى در صحنهء فرهنگنويسى عربى در هيئت محمد فيروزآبادى ( وفات : 817 ه ) چنان مىنمود كه انعكاسى از دورانهاى گذشته به گوش مىرسد . وى مؤلف قاموس است كه پس از صحاح تأليف جوهرى ( وفات : 392 ه ) ، كه او هم ايرانى است ، رايجترين فرهنگ عرب است . اين فصل را با ذكر دو چهرهء درخشان پايان مىدهيم : سعد الدين مسعود تفتازانى ( وفات :
791 ه ) ، يكى از بزرگترين دانشمندان اسلام ، و دوست و رقيبش ، على جرجانى ( وفات : 816 ه ) . هردو ، طوعا و كرها ، در سمرقند عهد تيمورى به وعظ و خطابه مىپرداختند و كتابهاى خود را منحصرا به تازى مىنگاشتند . ( انتساب نادرست يك ترجمهء تركى عثمانى از بوستان ، مربوط به اوايل تشكيل ادبيات عثمانى ، به تفتازانى از آنروست كه مترجم آن همين نام و نام خانوادگى را داشته است ) .
تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 446
مساهمون: يان ريپكا
ص٤٤٦