9 تيمور و جانشينانش
حيات فرهنگى و ادبى
اينك بلاى تازهاى ، در هيئت جنگآورى دهشتناك ، يعنى تيمور ( تولد 736 ه ، دوران سلطنت 807 - 771 ه ) ، بر كشور نازل مىشود . وى مسلمان بود و در برابر روحانيان و مشايخ صوفيه ، البته به علل سياسى - تظاهر به تمكين مىكرد . چنانكه برمىآيد ، مقصود حافظ از عبارت « صوفى دجال فعل ملحد شكل » 1 او بوده است ، زيرا سفاكىهاى بهيمىصفت تيمور خاطرات شوم مغولان را از خاطرهها محو كرد . به تركى و مغولى سخن مىگفت ، فارسى هم مىدانست ، ولى با عربى بيگانه بود . هرچند طى لشكركشىها فرمان مىداد برايش كتابهاى فارسى بخوانند ؛ ولى ، با وجود اين ، وى يك فرد بدوى بيش نبود . برآمدن وى و كاميابىاش از آن جهت بود كه توانست اهالى ماوراء النهر را هواخواه خود سازد ، از آنكه اينان به مقاصد و نقشههاى او به ديدهء قبول مىنگريستند و بىگمان بر مبارزاتش براى تأمين وحدت سياسى ايران متلاشىشده صحه گذارده بودند - مبارزاتى كه عمدتا از راه جنگ و يغماگرى انجام مىشد . هنگام تهاجم مغولان لااقل مناطق جنوبى ، روىهمرفته ، از آسيب بر كنار ماند ؛ ولى ، اينك ، سراسر ايران لگدكوب لشكريان تيمور گشت . كليهء سلسلههاى محلى كه پس از ايلخانيان برآمده و ايران را به مناطق مختلف تقسيم كرده بودند ريشهكن شدند . تيمور به اين مسئله كه آيا اينان در بالا بردن سطح فرهنگ قلمرو حكومت خويش يا بهطور كلى سراسر