تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
مديحه‌سرايان رخت به گوشهء انزوا كشيده ، در لهيب نهب و غارت مغولان ( 635 ه ) جان تسليم مىكند . وى براى همنوعان خود طلا اندوخته بود و بدين واسطه خرقه‌اش نيز نتوانست از مهلكه نجاتش بخشد . تخصصش در مديحه‌سرايى است ( هنوز سنين عمرش از 20 نگذشته بود كه با سرودن قصيده‌اى غرا خود را در ميان همگنان ممتاز ساخت ) . بر خلاف پدر ، كم‌تر دستخوش احساسات است ؛ لكن ، در عوض ، سبكش پخته‌تر و شعرش از لحاظ مضامين و معانى تازه غنىتر است و از اين‌روست كه خلاق المعانيش خوانده‌اند . در قصيده‌ايش به تغزل نمىپردازد ، و در عوض ، پند و اندرز ، تفكرات عارفانه ، شكايت از روزگار و آلام جسمانى و بىاعتنايى مردم به شعر و ادب زياد در آن ديده مىشود . اوضاع و احوال به سرون هجويه ناگزيرش ساخت . وصف‌هايش نيز درخور تحسين است . كمال الدين مبدع قصيده در سبك عراقى است كه سعدى آن را - مانند غزل پدرش جمال الدين - به اوج تكامل و رفعت رسانيد . ريتر از يك مثنوى كمال الدين دربارهء عشق عارفانه نام مىبرد 56 .

سوزنى هزل‌سرا

محمد بن على سوزنى از مردم نسف ( نزديك سمرقند ) بود . زندگى و سرايندگىاش هيچ‌يك وضع عادى نداشت . گستاخىهاى جوانى ، در سنين پيش‌رفته ، جاى خود را به تقوا گذارد ( وفات : 569 ه / 4 - 1173 م ، به عقيدهء برتلس 1179 ) 57 . وجه ممتاز اين شاعر ، كه از ميان ملت برخاسته ، سادگى حقيقى و نادرى است كه حتى فضايل مكتسب وى را نيز تحت الشعاع قرار داده . با اين‌كه جامع الجهات بود در مديحه‌سرايى ، كه ظاهرا فقط براى تأمين معاش بدان مبادرت مىكرد ، نامور نشد ؛ بلكه شهرتش را بيش‌تر مديون هجويه‌ها و نظيرهاى طنزآميز است كه ضمن آن همنوعان خود را به باد استهزا گرفته هدف طعن و شتم شديد قرار مىدهد . متأسفانه ، در اين موارد ، غالبا از نزاكت خارج شده چنان غلو مىكند كه جنبهء هنرى گفتارش از ميان مىرود . ديوان سوزنى بىترديد به عنوان سندى براى قضاوت دربارهء عصر او و نيز به صورت نغمه‌اى ناهنجار كه از ميان چرب‌زبانىها و خيال‌بافىهاى ديگران به گوش مىرسد ارزشى فوق العاده دارد . جاى تأسف است كه ، تا آن‌جا كه من اطلاع دارم ، تاكنون ، حتى در ايران نوين نيز توجهى كه درخور است به او مبذول نشده . سبك سوزنى در ماوراء النهر سرمشق قرار گرفت . وى مقلدانى يافت كه يكى از آنان ابو على شطرنج سمرقندى است كه قطعه‌هاى شايان توجهى دارد و ديگر لامعى بخارايى است .