II
. دورهء فئوداليسم ( تقريبا از سدهء دوم تا نوزدهم ميلادى ) :
1 ) پيدايش و تحكيم فئوداليسم : سدهء دو تا هشت ميلادى ؛
2 ) شكوفايى كامل آن : سدهء نه تا پانزده ميلادى ؛
3 ) فتور و انحطاط آن : سدهء پانزده تا نوزده ميلادى .
III
. دورهء نفوذ سرمايهدارى در ايران و پديد آمدن نهضتهاى آزادىخواهى : تقريبا از نيمهء دوم سدهء نوزده ميلادى تا عصر حاضر .
من دوران باستانى را كنار مىگذارم . ذره پايه را بر مبناى اقتصادى مىگذارد ، دورهء ساسانى را با دورهء اسلامى مربوط مىسازد و ادبيات اين دو عصر را ، به حكم داستانها ( و عناصر اساطيرى بسيار كهن و افسانههاى پهلوانى سكايى ) ، خيلى به يكديگر نزديك مىداند ؛ ولى ، لااقل در اين تقسيمبندى خود ، اختلاف زبان اين دو دوره و دگرگونىهاى ناشى از استيلاى تازيان را ، يعنى مسائلى كه به هيچوجه از اصلى كه مبنا را بر آن گذارده قابل تفكيك نيست ، ناديده مىگيرد . از اظهارنظرهاى بعدى وى ، مبنى بر اينكه تقسيمبندىهايى كه تاكنون معمول بوده فقط به اتكاى ظواهر از قبيل خط و اوضاع سياسى بوده ، چنين برمىآيد كه نمىخواسته است توجه كند كه اينها فقط نشانههاى عرضى علل واقعى هستند ( اگر واقعا چنين مىبود و حال آنكه نيست ) . لكن ، نظر او ، مبنى بر اينكه هرچه در ادبيات پيش از اسلام بيشتر غور كنيم بيشتر ناگزير به قبول اين فكر مىشويم كه ادبيات ايران بعد از اسلام را بايد ، در سير تطورات و تحولات تاريخى خود ، دنبالهء ادبيات پيش از اسلام تلقى كرد ، صحيح و قابل قبول است . البته ، اين نظرى است كه اهميتش نه از لحاظ تازگى آن ، بلكه از لحاظ تكيهاى است كه بر آن مىشود ؛ مضافا بر اينكه ، از جنبهء اقتصادى نيز توجيه و تأييد مىگردد . مسلم اين است كه نظريات نوين ذره مستلزم بررسىهاى عميقتر است و ذكر جزييات بيشترى را در تقسيمبندى وى ايجاب مىكند .
منابع تاريخ ادبيات فارسى درى
1 ) آثار مكتوب اعم از نسخههاى خطى يا چاپى :
الف - ادبيات محض ؛
ب - ادبيات علمى .
2 ) فرهنگهاى بومى كه در آنها شواهدى از آثار شاعران و نويسندگان ذكر شده است .