تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1704

مساهمون:

ص١٧٠٤
من گفتم : فدايت گردم به جا آوردى فعل جدّت امير المؤمنين عليه السّلام را . فرمود : اين چنين دوست مىداريم ما . پس امر فرمود شام حاضر كردند ، مرا نشانيد در طرف راست خود و عمران را نشانيد در طرف چپ خود ، چون از خوردن طعام فارغ شديم فرمود عمران برو خدا يارت باد و صبح نزد ما حاضر شو تا تو را اطعام كنيم به طعام مدينه و بعد از اين عمران چنين بود كه جمع مىگشتند به نزد او متكلّمون از اصحاب مقالات و با او تكلّم مىكردند و او امر ايشان را باطل مىكرد تا آن كه از او اجتناب و دورى نمودند ، و مأمون ده هزار درهم به عمران عطا كرد و فضل هم مقدارى مال و اسب سوارى به او داد و حضرت رضا عليه السّلام او را متولّى موقوفات بلخ نمود پس عطاى بسيار به او رسيد . [ 1 ]
هامش
[ 1 ] توحيد صدوق ، ص 417 ؛ الاحتجاج طبرسى ، ج 2 ، ص 199 ؛ بحار الأنوار ، ج 10 ، ص 299 و ج 13 ، 386 و 401 و 347 ، ج 14 ، ص 271 و 62 ؛ عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، ج 1 ، ص 154 ، باب 12 ، رقم 1 .