باقى بود و انجيل اوّل بود در آن اختلافى نمىشد و لكن من علم اين را به تو ياد مىدهم .
بدان چون انجيل اوّل مفقود شد ، نصارى اجتماع كردند نزد علماى خود و گفتند كه : عيسى بن مريم كشته گشت ، و ما انجيل را مفقود نموديم و شما علماى ما هستيد پس چيست نزد شما ؟ الوقا و مرقابوس گفتند كه : انجيل در سينههاى ما است از سينه بيرون مىآوريم سفر به سفر در حقّ هر كه هست پس محزون نباشيد بر آن و خالى نگذاريد كنيسهها [ 1 ] را از آن پس همانا تلاوت مىكنيم انجيل را بر شما در حقّ هر كه نازل شده سفر به سفر تا تمام آن را جمع كنيم .
پس الوقا و مرقابوس و يوحنّا و متّى ساختند اين انجيل را براى شما بعد از اين كه مفقود كرديد انجيل اوّل را و اين چهار نفر شاگردان علماى اوّلين بودند ، آيا دانستى اين را ؟
جاثليق عرض كرد كه : من قبل از اين ، اين را نمىدانستم و الآن به آن دانا شدم و بر من ظاهر شد علم تو به انجيل و شنيدم چيزهاى چند از آنچه مىدانى كه قلب من گواهى مىدهد بر حقيقت آن و طلب مىكنم زيادتى و بسيارى فهم را .
حضرت فرمود : شهادت اينها نزد تو چگونه است ؟
عرض كرد : جايز و مسموع است اينها علماى انجيل هستند و هر چه شهادت دهند حقّ است ، پس حضرت رضا عليه السّلام به مأمون و حضّار از اهل بيت خود و غير ايشان فرمود : گواه و شاهد باشيد .
عرض كردند : گواه هستيم .
پس به جاثليق فرمود : به حقّ فرزند و مادر او يعنى عيسى و مريم آيا مىدانى كه متّى گفت : « عيسى فرزند داود بن ابراهيم بن اسحاق بن يعقوب بن يهود بن حضرون است » و مرقابوس در نسب عيسى بن مريم گفت كه : « عيسى كلمهء خدا است كه حلول كرده است در جسد آدمى پس انسان شده است » و الوقا گفت كه :
هامش
[ 1 ] در بعضى نسخ : كليساها .