تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1687

مساهمون:

ص١٦٨٧
كتاب او و بشارت و مژده نداد به آن امّت خود را . جاثليق گفت : آيا چنين نيست كه قطع احكام به دو شاهد عادل مىشود ؟ حضرت فرمود : بلى چنين است . عرض كرد : پس دو شاهد اقامه كن از غير اهل ملّت خود به نبوّت محمّد [ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ] از كسانى كه در ملّت نصرانيّت مقبول الشّهادة باشند و سؤال كن از مثل اين را از غير اهل ملّت ما . حضرت فرمود : اى نصرانى ! الآن از راه انصاف آمدى ، آيا قبول نمىكنى از من عدل مقدّم نزد مسيح عيسى بن مريم را ؟ جاثليق گفت : كيست اين عدل ؟ نام ببر او را براى من . فرمود : چه مىگويى در حقّ يوحنّاى ديلمى ؟ عرض كرد : به‌به ، ذكر كردى كسى را كه دوست‌ترين مردم است نزد مسيح . فرمود كه : قسم مىدهم تو را آيا در انجيل هست كه يوحنّا گفت : مرا مسيح خبر داده است به دين محمّد عربى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و مرا مژده داده است به اين كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بعد از او است ، و من به اين خبر حواريّين را مژده دادم و آن‌ها ايمان آوردند به محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و قبول كردند او را ؟ جاثليق گفت كه : يوحنّا اين مطلب را از مسيح نقل كرده است و مژده داده است به نبوّت مردى و به اهل بيت او و وصىّ او و لكن تشخيص نكرده است كه اين در چه زمان است و نام آن‌ها را نگفته است تا من آن‌ها را بشناسم . حضرت فرمود : اگر ما بياوريم كسى را كه قرائت كند انجيل را و بر تو تلاوت كند ذكر محمّد و اهل بيت و امّت او را آيا به او ايمان مىآورى ؟ عرض كرد : بلى اين حرفى است محكم . حضرت رو كرد به نسطاس رومى و فرمود : چگونه است حفظ تو سفر سيّم انجيل را ؟ عرض كرد : چه خوب حفظ دارم آن را .