حكم خاتم المجتهدين ، و وارث علوم سيّد المرسلين ، و نايب الأئمّة المعصومين عليهم السّلام ، لا يزال كاسمه العلىّ عليّا عاليا كند [ و ] در مقام متابعت نباشد بىشايبه ، ملعون و مردود و در اين آستان ملايك آشيان مطرود است و به سياسات عظيمه و تأديبات بليغه ، مؤاخذه خواهد شد .
كتبه طهماسب بن شاه اسماعيل الصّفوى الموسوى . [ 1 ]
و حكايت شده كه در عصر شريف او سفيرى از سلطان روم بر شاه طهماسب وارد شد . اتّفاقا روزى جناب محقّق مذكور در مجلس سلطان تشريف داشتند ، سفير او را به شناخت و خواست ما بين خود و شيخ باب جدلى مفتوح كند ، گفت :
اى شيخ ! تاريخ مذهب شما و اختراع طريقهء شما نهصد و شش است كه اوّل سلطنت شاه اسماعيل باشد و او مطابق است با كلمهء « مذهب ناحقّ » ، و در اين اشاره است به بطلان مذهب شما . محقّق بديهة در جواب او فرمود كه : ما و شما عرب مىباشيم و بايد به لسان عرب تكلّم كنيم چرا مىگويى مذهب ناحقّ ؟ بگو :
« مذهبنا حقّ » ، فبهت الّذى كفر ، و بقى كانّما القم الحجر . [ 2 ]
بالجمله ، شاه طهماسب در پانزدهم شهر صفر سنهء نهصد و هشتاد و چهار در قزوين وفات كرد . و از اتّفاقات آن كه جملهء پانزدهم شهر صفر مادّهء تاريخ او شده . و آثار حسنه و سيرت مستحسنهء او را مجال ذكر نيست .
و بعد از او پسرش شاه اسماعيل ثانى سلطان شد و او بر طريقهء اهل سنّت بود و با اهل ايمان و علما و سادات بدرفتارى مىنمود لا جرم سلطنتش طولى نكشيد و قريب يك سال و نيم سلطنت كرد و در شب سيزدهم شهر رمضان سنه نهصد و هشتاد و پنج در مجلس طرب خود ناگهان خناق كرد و بمرد .
آنگاه برادرش سلطان محمّد مكفوف معروف به شاه خدا بندهء ثانى سلطان شد
هامش
[ 1 ] روضات الجنات ، ج 4 ، ص 362 - 363 ؛ رياض ، ج 3 ، ص 455 .
[ 2 ] روضات الجنات ، ج 4 ، ص 362 به نقل از حدائق المقربين .