نمىشوند ما را برادران خود بگيرند به جهت آنچه مشاهده مىكنند از سخافت و كمى ورع ما ، و هم نسبت دادى به كسى كه راضى نمىشود كه امثال ما را از شيعهء خود بگيرد ، پس اگر تفضّل نمود و ما را قبول فرمود پس بر ما منّت نهاده و تفضّل فرموده .
شريك تبسّم كرد و گفت : هرگاه مرد در دنيا پيدا مىشود بايد مانند شما بوده باشد . « 1 »
و وارد شده كه محمّد بن مسلم مردى مالدار و جليل بود ، حضرت باقر عليه السّلام با وى فرمود : تواضع كن اى محمّد ! پس در كوفه زنبيلى پر از خرما برداشت و ترازويى بر دست گرفت و بر در مسجد نشست و مشغول خرمافروشى شد . قوم او به نزد او جمع شدند و گفتند : اين كار تو باعث فضيحت ما است .
فرمود : مولاى من مرا امر فرموده كه به چيزى كه من دست از آن بر نخواهم داشت .
گفتند : اگر لا علاج خواهى كسبى كنى پس در دكان آردفروشى بنشين ، پس براى او سنگ آسيا و شترى مهيّا كردند كه گندم و جو آرد كند و بفروشد ، محمّد قبول كرد و از اين جهت است كه او را « طحّان » گفتند . « 2 » در سنهء يك صد و پنجاه وفات كرد .
هفدهم : معاذ بن كثير الكسائي الكوفى
: « 3 » كه از شيوخ اصحاب حضرت صادق عليه السّلام و از ثقات ايشان و از كسانى است كه روايت كرده نصّ بر امامت حضرت موسى بن جعفر را از پدرش - صلوات اللّه عليهما - « 4 » و در روايت يب [ التهذيب ] است كه او كرباس مىفروخت ، وقتى ترك كسب كرد حضرت صادق عليه السّلام احوال او را پرسيد ، گفتند : ترك كرده تجارت خود را فرمود : ترك كسب عمل شيطان است ، هر كه ترك كند تجارت و كسب را دو ثلث
هامش
( 1 ) همان ، ج 1 ، ص 384 .
( 2 ) اختيار معرفة الرجال ، ج 1 ، ص 388 .
( 3 ) براى اطلاع بيشتر نك : منتهى المقال ، ج 6 ، ص 271 .
( 4 ) الارشاد ، ج 2 ، ص 316 ؛ منتهى المقال ، ج 6 ، ص 271 .