تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1297

مساهمون:

ص١٢٩٧
جامه كه در دست داشت به كسى داد ، از يكى سؤال كردم وى كيست ؟ گفت : فرزند رسول خداى ابو جعفر محمّد بن علىّ بن الحسين بن علىّ بن ابى طالب - صلوات اللّه عليهم - است . « 1 »

دهم : در بينا كردن آن حضرت ابو بصير را و برگردانيدنش به حال اوّل

: از قطب راوندى نقل شده كه به سند خويش روايت كرده از ابو بصير كه گفت : گفتم به حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام كه من مولاى تو و از شيعهء تو و ناتوان و كور مىباشم ، پس بهشت را براى من ضمانت كن . فرمود : نمىخواهى علامت ائمّه را به تو عطا كنم ؟ عرض كردم : چه باشد كه هم علامت و هم ضمانت را براى من جمع فرمايى ؟ فرمود : براى چيست كه اين را دوست دارى ؟ گفتم : چگونه آن را دوست ندارم ؟ پس دست مبارك به ديده‌ام ماليد در حال جميع ائمّه عليهم السّلام را نزد آن حضرت بديدم ، آن‌گاه فرمود : چشم بيفكن و نظر كن به چشم خود چه مىبينى ، ابو بصير گفت : به خدا سوگند نديدم مگر سگ يا خوك يا بوزينه . عرض كردم : اين خلق ممسوخ كدامند ؟ فرمود : اين‌ها كه مىبينى سواد اعظم است و اگر پرده برداشته شود و صورت حقيقى كسان را بازنمايند مردم شيعه مخالفين خود را جز در اين صورت مسخ شده نخواهند ديد ، پس از آن فرمود : اى ابو محمّد ! اگر خواهى كه تو را بر اين حال بازگذارم ( يعنى به حالت بينايى ) لكن حسابت با خدا باشد ، و اگر دوست مىدارى در حضرت يزدان از بهر تو بهشت را ضمانت كنم تو را به حالت نخست بازگردانم . عرض كردم : هيچ حاجتى نباشد در نظاره به اين خلق منكوس ، مرا به حالت اوّل بازگردان كه هيچ چيز عوض بهشت نيست . پس دست مبارك بر ديده‌ام مسح
هامش
( 1 ) الثاقب فى المناقب ، ص 375 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1297 | الشيخ عباس القمي