تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1262

مساهمون:

ص١٢٦٢
بگذشت ، پس پدرم امام زين العابدين عليه السّلام صد اشرفى براى او تصدّق داد . » « 1 » و نيز راوى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه روزى آن جناب ياد كرد جدّه‌اش مادر حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام را و فرمود : كانت صديقة لم يدرك فى آل الحسن عليه السّلام مثلها . « 2 » جدّه‌ام صدّيقه بود و در آل حضرت حسن عليه السّلام زنى به درجه و مرتبهء او نرسيد . و به اسانيد معتبره از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه چون يكى از مادران ائمّه عليهم السّلام به يكى از ايشان حامله مىشود ، در تمام آن روز او را سستى و فتورى حاصل مىشود مانند غش ، پس مردى را در خواب مىبيند كه او را بشارت مىدهد به فرزند داناى بردبارى ، چون از خواب بيدار مىشود از جانب راست خود از كنار خانه صدايى مىشنود و گويندهء آن را نمىبيند كه مىگويد : حامله شدى به بهترين اهل زمين و بازگشت تو به سوى خير و سعادت است و بشارت باد تو را به فرزند بردبار دانا . پس ديگر در خود ثقل و گرانى نمىيابد تا آن كه نه ماه از حمل او مىگذرد ، پس صداى بسيار از ملائكه از خانهء خود مىشنود ، چون شب ولادت مىشود نورى در خانهء خود مشاهده مىكند كه ديگرى آن نور را نمىبيند مگر پدر آن امام ، پس امام مربّع نشسته از مادر پديد مىگردد ، سرش به زير نمىآيد چون به زمين مىرسد روى به جانب قبله مىگرداند و سه مرتبه عطسه مىكند و بعد از عطسه حمد حقّ تعالى مىگويد ، و ختنه كرده و ناف بريده متولّد مىشود ، و آلوده به خون و كثافت نمىباشد ، و دندان‌هاى پيشش همه روييده مىباشد ، و در تمام روز و شب از رو و دست‌هاى او نور زردى مانند طلا ساطع مىشود . « 3 »
هامش
( 1 ) الكافى ، ج 1 ، ص 469 ؛ بحار الأنوار ، ج 4 ، ص 366 ؛ العوالم ، ص 16 . ( 2 ) الكافى ، ج 1 ، ص 469 ؛ الدعوات راوندى ، ص 68 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 215 ؛ به نقل از الدعوات ؛ إثبات الهداة ، ج 5 ، ص 270 ؛ الوافى ، ج 3 ، ص 768 ؛ عيون المعجزات ، ص 75 ؛ الهداية الكبرى ، ص 241 ؛ العوالم ، ص 16 . ( 3 ) الكافى ، ج 1 ، ص 318 .