نمود . سيّد بزرگوار دل شكسته شد ، جدّش را در خواب ديد ، با وى فرمود : غمناك مباش كه من امر كردم آن مرد خراسانى را كه آن وجه را هر ساله به تو بدهد و آنچه هم از تو فوت شده عوض آن را به تو بدهد . و آن خراسانى نيز رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در خواب ديد كه با وى فرمود : اى فلان ! قبول كردى حرف دشمنان را در حقّ پسرم طاهر ، قطع مكن صلهء او را و بده به او عوض آنچه از او فوت شده در سالهاى قبل .
آن مرد بيدار شد و به كمال مسرّت و خوش حال به مكّه مشرّف شد و در مدينه خدمت جناب سيّد رسيد و دست و پاى او را بوسيد و شش صد دينار و بعض هدايا تسليم سيّد نمود .
سيّد فرمود : خواب ديدى جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را كه تو را امر به آن نمود ؟
گفت : بلى . پس خود سيّد خواب خود را نقل كرد ، آن خراسانى ديگر باره دست و پاى او را بوسه داد و از او معذرت خواست . « 1 »
و آن سيّد پسر عالم فاضل عارف ورع زاهد ابو الحسن يحيى نسّابه است . اوّل كسى است كه جمع كرده كتابى در نسب آل ابو طالب .
و كان رحمه اللّه عارفا باصول العرب و فروعها ، و حافظا لانسابها و وقايع الحرمين اخبارها .
در محرّم سنهء دويست و چهارده در عقيق مدينه به دنيا آمد و در سنهء دويست و هفتاد و هفت در مكّه وفات كرد و در نزديكى قبر خديجهء كبرى رضى اللّه عنها به خاك رفت . ابن ابى محمّد حسن بن ابى الحسن جعفر الحجّة بن عبيد اللّه الحسين الأصغر بن الإمام زين العابدين عليه السّلام .
و بالجمله ، سيّد مهنّاى مذكور ، علّامهء فقيه نبيه ، محقق مدقّق ، جامع فضايل و كمالات ، در نهايت جلالت قدر و عظمت شأن است و صاحب مسائل مدنيّات است . و آن مسائلى است كه از آيت اللّه علّامهء حلّى رحمه اللّه سؤال كرده و علّامه جواب داده و تجليل بسيار از او فرموده از جمله در يكى از اجوبهء مسائل فرموده :
هامش
( 1 ) همان ، ص 191 - 192 .