حسن است . و از اولاد اوست نجم الملّة و الحقّ و الدّين سيّد مهنّا قاضى مدينه .
ذكر مهنّا بن سنان و نسب طاهر جدّ او ( ره )
: هو السّيّد مهنّا بن سنان بن عبد الوهّاب بن نميلة بن محمّد بن ابراهيم بن عبد الوهّاب ، و تمامى اين جماعت هر كدام در عصر خود قاضى مدينهء مشرفه بودهاند ، ابن ابى عمارة مهنّا الأكبر بن ابى هاشم داود بن امير شمس الدّين ابى احمد قاسم بن امير على عبيد اللّه كه امارت و رياست داشت در مدينه در عقيق .
ابن ابى الحسن طاهر كه در حقّ او گفتهاند : عالم ، فاضل ، كامل ، جامع ، ورع ، زاهد ، صالح ، عابد ، تقىّ ، نقىّ ، ميمون ، جليل القدر ، عظيم الشّأن ، رفيع المنزلة ، عالى الهمّة بوده به حدى كه فرزندان برادرش را ابن اخى طاهر مىگفتند . « 1 »
و از ايشان است شريف ابو محمّد حسن بن محمّد يحيى النّسابة كه شيخ تلّعكبرىّ از او روايت مىكند ، و در سنه سى صد و پنجاه و هشت وفات كرده و در منزل خود در بغداد در سوق العطش - كه نام محلّهاى است - مدفون شده . و شيخ مفيد رحمه اللّه در اوايل جوانيش او را درك كرده و از او اخذ نموده .
و بيايد در ذكر اولاد حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام در حال احمد بن موسى عليه السّلام روايتى از شيخ مفيد از شريف مذكور ، و سيد ضامن بن شدقم نقل كرده است كه ما بين ابو الحسن طاهر و يكى از اهل خراسان محبّت و مودّت بود و آن مرد خراسانى هر سال كه به حجّ مشرّف مىگشت چون به مدينه مشرّف مىشد بعد از زيارت حضرت رسول خدا و ائمّهء هدى - عليهم الصّلاة و السّلام - به زيارت اين سيّد مشرّف مىشد و دويست دينار تقديم آن جناب مىنمود ، و اين مستمرّى شده بود براى آن سيّد معظّم تا آن كه بعضى از معاندين به آن شخص خراسانى گفتند تو مال خود را ضايع و در غير محلّ صرف مىنمايى چه اين سيّد در غير طاعت خدا و رسول آن را صرف مىنمايد ، آن شخص خراسانى سه سال آن مستمرّى را قطع
هامش
( 1 ) نك : تحفة الازهار ، ج 2 ( قسم اول ) ، ص 191 .