مصرع است : من لقلب متيّم مستهام .
حضرت فرمود : اللّهمّ أغفر للكميت ، اللّهمّ اغفر للكميت . « 1 »
و گفته روزى كميت خدمت آن جناب رفت ، و آن حضرت هزار دينار و كسوه به او بخشيد ، كميت پولها را قبول نكرد و جامهها را به جهت تبرّك و تيمن قبول نمود . و گفته كه يك وقت نيز خدمت حضرت فاطمه بنت الحسين عليه السّلام شرفياب شديم . فاطمه فرمود : اين شاعر ما اهل بيت است و قدحى سويق براى او آورد ، و كميت از آن آشاميد . آنگاه امر فرمود سى دينار و مركبى به كميت دادند ، كميت بگريست و گفت : به خدا سوگند قبول نخواهم كرد ، من با شما به جهت دنيا دوستى نكردم الخ .
از اين قبيل قضايا بسيار است ، و اين مقدار تطويل به جهت تنبيه نفوس ناقصهء بعضى از صاحبان مجلس تعزيهء حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام است كه در ايّامى كه اقامهء مجلس تعزيه مىكنند چه اندازه توهين و تخفيف مىكنند سلسلهء جليلهء اهل ذكر و مرثيه را و گمان مىكنند به جهت آن وجه جزئى كه بعد از مدّت مديدى به جان كندن مىدهند ، جان روضهخوان را خريده و طوق عبوديّت بر گردن او افكندهاند .
و چه بسيار او امر و نواهى مىكنند و توقعات بى جا از او دارند . به علاوهء خرابىها و مفاسد ديگر كه از براى ايشان است كه بسيار است و به اين جزئىها اصلاح نخواهد شد . و هل يصلح العطّار ما افسد الدّهر ؟ لكن للعالم ان يظهر علمه ، نبّهنا اللّه و ايّاكم من رقدة الغفلة و السّلام على من اتّبع الهدى .
تمام شد مجلّد اوّل كتاب منتهى الآمال فى ذكر تواريخ النّبى و الآل به دست مؤلف آن عباس بن محمّد رضا القمى ، و بعد شروع مىشود به احوال حضرت امام زين العابدين عليه السّلام در مجلّد دوم إن شاء اللّه تعالى و اللّه الموفّق .
هامش
( 1 ) خزانة الادب ، ج 1 ، ص 69 ؛ الغدير ، ج 2 ، ص 189 و ص 20 .