تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 875

مساهمون:

ص٨٧٥
جاى داد ، « 1 » آن‌گاه گفت : بار الها ! تو آگاهى كه اين جماعت ما را دعوت كردند كه يارى ما كنند اكنون دست از نصرت ما برداشته و با دشمن ما يار شدند ، اى داور دادخواه ! اين جماعت را نابود ساز و ايشان را هلاك كن و پراكنده گردان و يك تن از ايشان را باقى مگذار ، و مغفرت و آمرزش خود را هرگز شامل حال ايشان مگردان . آن‌گاه فرمود : اى عموزادگان « 2 » من ! صبر نماييد اى اهل بيت من ! شكيبايى كنيد و بدانيد بعد از اين روز خوارى و خذلان هرگز نخواهيد ديد . « 3 » مخفى نماند كه قصّهء دامادى جناب قاسم عليه السّلام در كربلا و تزويج او فاطمه بنت الحسين عليه السّلام را صحّت ندارد چه آن كه در كتب معتبره به نظر نرسيده . و به علاوه آن كه حضرت امام حسين عليه السّلام را دو دختر بوده چنان كه در كتب معتبره ذكر شده ، يكى سكينه كه شيخ طبرسى فرمود : سيّد الشّهداء عليه السّلام او را تزويج عبد اللّه كرده بود و پيش از آن كه زفاف حاصل شود عبد اللّه شهيد گرديد . و ديگر فاطمه كه زوجهء حسن مثنّى بوده كه در كربلا حاضر بود چنان كه در احوال امام حسن عليه السّلام به آن اشاره شد ، و اگر استنادا به اخبار غيره معتبره گفته شود كه جناب امام حسين عليه السّلام را فاطمهء ديگر بوده گوييم كه او فاطمهء صغرى است و در مدينه بوده و او را نتوان با قاسم بن حسن عليهما السّلام بست و اللّه تعالى العالم . شيخ اجلّ ، محدّث متتبّع ماهر ، ثقة الاسلام آقاى حاج ميرزا حسين نورى - نور اللّه مرقده - در كتاب لؤلؤ و مرجان فرموده به مقتضاى تمام كتب معتمدهء سالفهء مؤلّفهء در فنّ حديث و انساب و سير ، نتوان براى حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام دخترى قابل تزويج بىشوهرى پيدا كرد كه اين قضيهء قطع نظر از صحّت و سقم آن به حسب نقل ، وقوعش ممكن باشد . امّا قصّهء زبيده و شهربانو و قاسم ثانى در خاك رى و اطراف آن كه در السنهء عوام
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 341 . ( 2 ) عموزادگان آن حضرت ، اولاد عقيل و مسلم و اولاد جعفر و عبد اللّه بن جعفر است . مؤلف رحمة اللّه . ( 3 ) بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 36 .