مؤلّف گويد : اين چند سطر كه در مقتل اولاد امير المؤمنين عليه السّلام نقل كردم از كتاب ابو حنيفهء دينورى بود كه هزار سال بيشتر است آن كتاب نوشته شده ، و لكن در مقاتل ديگر است كه عبد اللّه تقدّم جست و رجز خواند :
انا ابن ذى النّجدة و الافضال * ذاك علىّ الخير ذو الفعال
سيف رسول اللّه ذو النّكال * فى كلّ يوم ظاهر الاهوال
پس كارزار شديد نمود تا آن كه هانى بن ثبيت حضرمى او را شهيد كرد بعد از آن كه دو ضربت ما بين ايشان رد و بدل شد . « 1 » و ابو الفرج گفته كه سن آن جناب در آن روز بيست و پنج سال رسيده بود . « 2 »
پس از آن جعفر بن على عليه السّلام به ميدان آمد و رجز خواند :
انّى انا جعفر ذو المعالى * ابن علىّ الخير ذو النّوال
حسب بعمّى جعفر و الخال * احمى حسينا ذى النّدى المفضال
هانى بن ثبيت بر او حمله كرد و او را شهيد نمود . و ابن شهر آشوب فرموده كه خولى اصبحى تيرى به جانب او انداخت و آن بر شقيقه يا چشم او رسيد . « 3 »
و ابو الفرج از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده كه خولى ، جعفر را شهيد كرد . « 4 »
پس عثمان بن على عليه السّلام به مبارزت بيرون شد و گفت :
انّى انا عثمان ذو المفاخر * شيخى علىّ ذو الفعال الطّاهر
هذا حسين سيّد الاخاير * و سيّد الصّغار و الأكابر « 5 »
و كارزار كرد تا خولى اصبحى تيرى بر پهلوى او زد ، و او را از اسب به زمين افكند ، پس مردى از بنى دارم بر او تاخت و او را شهيد ساخت رحمة اللّه و سر مباركش را از تن جدا كرد . و نقل شده كه سنّ شريفش در آن روز به بيست و يك سال رسيده
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 35 ، ص 38 .
( 2 ) مقاتل الطالبيين ، ص 54 .
( 3 ) مناقب ، ج 4 ، ص 107 .
( 4 ) مقاتل الطالبيين ، ص 54 .
( 5 ) مناقب ، ج 4 ، ص 107 .