تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 746

مساهمون:

ص٧٤٦

فصل پنجم : در بيان شهادت دو طفل صغير مسلم بن عقيل است

چون ذكر شهادت مسلم شد مناسب ديدم كه شهادت طفلان او را نيز ذكر كنم اگر چه واقعهء شهادت آن‌ها بعد از يك سال از قتل مسلم گذشته واقع شده . شيخ صدوق به سند خود روايت كرده از يكى از شيوخ اهل كوفه كه گفت : چون امام حسين عليه السّلام به درجهء رفيعهء شهادت رسيد ، اسير كرده شد از لشكرگاه آن حضرت ، دو طفل كوچك از جناب مسلم بن عقيل و آوردند ايشان را نزد ابن زياد . آن ملعون طلبيد زندانيان خود را و امر كرد او را كه اين دو طفل را در زندان كن و بر ايشان تنگ بگير و غذاى لذيذ و آب سرد به ايشان مده . آن مرد نيز چنين كرده و آن كودكان در تنگناى زندان به سر مىبردند و روزها روزه مىداشتند ، و چون شب مىشد دو قرص نان جوين با كوزهء آبى براى ايشان پير مرد زندانى مىآورد و به آن افطار مىكردند . تا مدّت يك سال حبس ايشان به طول انجاميد ، پس از اين مدت طويل يكى از آن دو برادر ديگرى را گفت كه اى برادر ، مدت حبس ما به طول انجاميد و نزديك شد كه عمر ما فانى و بدن‌هاى ما پوسيده و بالى شود . پس هرگاه اين پير مرد زندانى بيايد حال ما را براى او نقل كن و نسبت ما را به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به او بگو تا آن كه شايد بر ما توسعه دهد . پس گاهى كه شب داخل شد آن پير مرد به حسب عادت هر شب آب و نان آن