تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
فاطمه ، و نيز على را كنيزكى بود هيفاء نام داشت و از وى حامله گشت و هنوز حمل خود را فرو نگذاشته بود كه على شديد وفات كرد و چون مدّت حمل به سر رسيد هيفاء پسرى آورد حسن او را عبد اللّه نام نهاد و او را بسيار دوست مىداشت و خليفهء خويش همىخواند و چون به حدّ رشد رسيد و عيال اختيار كرد خداوند او را نه پسر عطا فرمود : احمد ، قاسم ، حسن ، عبد العظيم ، محمّد ، ابراهيم ، على اكبر ، على اصغر ، زيد .

[ حضرت عبد العظيم حسنى ]

و عبد العظيم مكنّى به ابو القاسم است ، و قبر شريفش در رى معروف و مشهور است ، و به علو مقام و جلالت شأن معروف و از اكابر محدثين و اعاظم علماء و زهّاد و عبّاد بوده ، و از اصحاب حضرت جواد و هادى عليهما السّلام است . و محقّق داماد در رواشح فرموده كه : احاديث بسيار در فضيلت و زيارت حضرت عبد العظيم روايت شده و وارد شده كه هر كه زيارت كند قبر او را بهشت بر او واجب مىشود . « 1 » ابن بابويه و ابن قولويه روايت كرده‌اند كه : مردى از اهل رى به خدمت حضرت علىّ نقى عليه السّلام رفت ، حضرت از او پرسيد كه كجا بودى ؟ عرض كرد كه : به زيارت امام حسين عليه السّلام رفته بودم ، فرمود كه : اگر زيارت مىكردى قبر عبد العظيم را كه نزد شما است هرآينه مثل كسى بودى كه زيارت امام حسين عليه السّلام كرده باشد . « 2 » و بالجمله احاديث در فضيلت او بسيار است و حقير در تحيّة الزّائر و هديّة الزّائرين « 3 » به برخى از آن اشاره كردم ، و صاحب بن عبّاد رسالهء مختصره در احوال آن حضرت نوشته و شيخ مرحوم محدّث متبحّر نورى - نوّر اللّه مرقده - آن رساله را
هامش
( 1 ) الرواشح السماوية ، راشحهء خامسه ، ص 51 . ( 2 ) كامل الزيارات باب 107 ص 324 ؛ ثواب الاعمال 95 ، رساله صاحب بن عباد ص 2 . ( 3 ) و نيز نك : هدية الزائرين ، ص 546 ؛ و سفينة البحار .