عطا كرد . « 1 »
ذكر حسن بن زيد و فرزندان او :
حسن بن زيد مكنّى به ابو محمّد است و او را منصور دوانيقى حكومت مدينه و رساتيق داد . و او اوّل كسى است از علويّين كه به سنّت بنى عبّاس جامهء سياه پوشيد و هشتاد سال زندگى كرد و زمان منصور و مهدى و هادى و رشيد را دريافت .
و اين حسن با بنى عمّ خود عبد اللّه محض و پسرانش محمّد و ابراهيم بينونتى داشت . « 2 » و گاهى كه ابراهيم را شهيد كردند و سرش را براى منصور آوردند ، در طشتى نهاده نزد او گذاشتند ، حسن بن زيد حاضر مجلس بود ، منصور گفت صاحب اين سر را مىشناسى ؟
حسن گفت : بلى مىشناسم :
فتى كان يحميه من الضّيم سيفه * و ينجيه من دار الهوان اجتنابها
اين بگفت و بگريست .
منصور گفت كه : من دوست نداشتم كه او مقتول شود و لكن او خواست سر مرا از تن دور كند من سر او را بر گرفتم . « 3 »
خطيب بغداد در تاريخ بغداد گفته كه حسن بن زيد يكى از اسخياء است . از جانب منصور پنج سال حكومت مدينه داشت ، پس از آن منصور بر او غضب كرد و او را عزل كرده ، و اموالش را گرفت ، و او را در بغداد حبس كرد ، و پيوسته در محبس بود تا منصور وفات كرد و مهدى خليفه شد .
پس مهدى او را از محبس در آورد و اموالى كه از او رفته بود به او برگردانيد ، و پيوسته با او بود تا آن - كه در حاجر كه نام موضعى است در طريق حجّ - در وقتى كه
هامش
( 1 ) ناسخ التواريخ ، حالات امام حسن عليه السّلام ، ج 2 ، ص 279 .
( 2 ) همان ، ص 280 .
( 3 ) همان ، ص 281 .