تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
حالت وحى عارض شد ، و چون آن حالت از او زايل گرديد فرمود كه : جبرئيل از جانب پروردگار من آمد و گفت : اى محمّد ! پروردگارت تو را سلام مىرساند و مىفرمايد كه : اين هر دو را براى تو جمع نخواهم كرد يكى را فداى ديگر گردان . پس حضرت نظر كرد به سوى ابراهيم و گريست ، و نظر كرد به سوى سيّد الشّهداء عليه السّلام و گريست ، پس فرمود كه : ابراهيم مادرش ماريه است و چون بميرد به غير از من كسى محزون نخواهد شد . و مادر حسين فاطمه است و پدرش على است كه پسر عمّ من و به منزلهء جان من و گوشت و خون من است و چون او بميرد دخترم و پسر عمم هر دو اندوهناك مىشوند و من نيز بر او محزون مىگردم ، و من اختيار مىكنم حزن خود را بر حزن ايشان ، اى جبرئيل ! ابراهيم را فداى حسين كردم و به فوت او رضا دادم . پس بعد از سه روز مرغ روح ابراهيم به جنّات نعيم پرواز نمود و بعد از آن ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم هرگاه امام حسين عليه السّلام را مىديد او را بر سينهء خود مىچسبانيد و لبهاى او را مىمكيد و مىگفت : فداى تو شوم اى كسى كه ابراهيم را فداى تو كردم . « 1 » و از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه چون ابراهيم از دنيا رحلت كرد آب از ديده‌هاى مبارك حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرو ريخت و فرمود كه : ديده مىگريد ، و دل اندوهناك مىشود ، و نمىگويم چيزى كه باعث غضب پروردگار گردد . پس خطاب به ابراهيم كرد كه ما بر تو اندوهناكيم اى ابراهيم . پس در قبر ابراهيم رخنه‌اى مشاهده نمود و به دست خود آن رخنه را اصلاح كرد و فرمود كه : هرگاه احدى از شما عملى بكند بايد كه محكم بكند ، پس فرمود كه : ملحق شو به سلف شايستهء خود عثمان بن مظعون رحمه اللّه . « 2 » ( بيايد ذكر عثمان بن مظعون در ذيل شهادت عثمان بن امير المؤمنين عليه السّلام ) . « 3 »
هامش
( 1 ) مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 88 - 89 . ( 2 ) الكافى ، ج 3 ، ص 262 . ( 3 ) در ص 879 .