از ديدهاش در قبر مىريخت ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم آب از ديدهء نور ديدهء خود پاك مىكرد و در كنار قبر ايستاده بود و دعا مىكرد ، پس فرمود كه : من دانستم ضعف و ناتوانى او را و از حقّ تعالى خواستم كه او را امان دهد از فشار قبر . « 1 »
و مشهور آن است كه ولادت ابراهيم عليه السّلام در مدينه شد در سال هشتم هجرت ، و ابو رافع بشارت اين مولود را به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم داد ، حضرت غلامى به او بخشيد و آن فرزند را ابراهيم نام نهاد ، و در روز هفتم از براى او عقيقه فرمود ، و سرش را تراشيد ، و به وزن موى سرش نقره تصدّق نمود بر مساكين ، و فرمود كه :
مويش را در زمين دفن كردند . و زنان انصار در شير دادن او نزاع كردند ، پس حضرت او را به امّ برده دختر منذر بن زيد داد كه او را شير بدهد . و ابراهيم عليه السّلام در دنيا چندان مكث نكرد در سال دهم هجرى در روز هيجدهم ماه رجب وفات يافت ، و مدّت عمر شريفش يك سال و ده ماه و هشت روز بود . « 2 » و به روايتى يك سال و شش ماه و چند روزى « 3 » و او را در بقيع دفن كردند ، و در فوت او سه امر غريب به ظهور آمد « 4 » كه در موضع خود به شرح رفته . « 5 »
و ابن شهر آشوب رحمه اللّه از ابن عبّاس روايت كرده است كه : روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم نشسته بود و بر ران چپش ابراهيم پسرش را نشانيده بود ، و بر ران خود امام حسين عليه السّلام را و يك مرتبه اين را مىبوسيد و يك مرتبه او را ناگاه آن جناب را
هامش
( 1 ) الكافى ، ج 3 ، ص 236 و 241 .
( 2 ) نك : مناقب ابن شهر آشوب ، ج 1 ، ص 209 .
( 3 ) نك : اعلام الورى ، ص 141 .
( 4 ) نك : حياة القلوب ، ج 4 ، ص 1514 ؛ الكافى ، ج 3 ، ص 208 ؛ المحاسن ، ج 2 ، ص 29 .
( 5 ) ابو نصر فراهى در عدد اولاد امجاد آن حضرت گفته :فرزند نبى قاسم و ابراهيم است * پس طيّب و طاهر زره تعظيم است
با فاطمه و رقيه امّ كلثوم * زينب شمر ار تو را سر تعليم است[ * يعنى طيب را كه اسمش عبد اللّه بود از جهت تعظيم طاهر هم مىناميدند ، و بعضى او را فرزند ديگر پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم دانستند . خودآموز نصاب يا كليات نصاب الصبيان با شرح استاد حسن زاده آملى . ص 34 ] .