اصحاب خود از مدينه حركت كردند تا به اراضى بدر درآمدند .
و بدر اسم چاهى است در آنجا كه كشتههاى مشركين را در آنجا افكندند ، و چون پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم در اراضى بدر قرار گرفت جاى بجاى دست مبارك بر زمين اشاره نمود و مىفرمود : « هذا مصرع فلان » و كشتنگاه هر يك از صناديد قريش را مىنمود و هيچ يك جز آن نبود كه فرمود .
در اين وقت لشكر دشمن پديدار گشت كه از پيش روى بر سر تلّى بر آمدند و نظارهء لشكر پيغمبر همىكردند ، مسلمانان در نظر ايشان سخت حقير و كم نمودند چنان كه ايشان نيز در چشم مسلمانان اندك نمودند .
قال اللّه تعالى :
وَ إِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلًا وَ يُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا .
« 1 »
قريش پس از نظارهء لشكر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم در پشت آن تلّ فرود شدند و از آب دور بودند و چون فرود آمدند عمير بن وهب را با گروهى فرستادند كه لشكر اسلام را احتياط كند ، بلكه شمار ايشان را بازداند . پس عمير اسب برجهاند و از هر سوى بگرد مسلمانان بر آمد و برگرد بيابان شد و نيك نظر كرد كه مبادا مسلمانان كمين نهاده باشند . بازشده و گفت : در حدود سى صد تن مىباشند و كمينى ندارند ، لكن ديدم شتران يثرب حمل مرگ كردهاند و زهر مهلك در بار دارند .
اما ترونهم خرسا لا يتكلّمون ، يتلمّظون تلمّظ الافاعى ؟ ما لهم ملجأ الّا سيوفهم ، و ما اريهم يولّون حتّى يقتلوا ، و لا يقتلون حتّى يقتلوا بعددهم .
يعنى : آيا نمىبينيد كه خاموشند و چون افعى زبان در دهان همىگردانند ؟ پناه ايشان شمشير ايشان است هرگز پشت به جنگ نكنند تا كشته شوند ، و كشته نشوند تا بشمار خويش دشمن بكشند ، پشت و روى اين كار را نيك بنگريد كه جنگ با ايشان كارى سهل نتواند بود . « 2 »
هامش
( 1 ) سورهء انفال ، آيه 44 .
( 2 ) بحار الأنوار ، ج 19 ، ص 224 .