الحديث : عايشه روايت مىكند كه شبى نوبت من بود رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بيرون رفت در آخر شب بگورستان بقيع پس گفت السلام عليكم اى قوم « 79 » مؤمنين بر شما باد از خداى تعالى رحمت و از فرشتگان مغفرت و از مؤمنان دعا بعد از آن دعا كرد و فرمود اى خداى سزاى « 80 » پرستش بيامرز اهل بقيع را .
الحديث : بيهقى روايت كرده « 81 » از محمد پسر نعمان و او حديث رسانيده به محمد مصطفى صلى الله عليه و آله و سلم كه گفت هركس در روز جمعه زيارت پدر و مادر خود بكند « 82 » يكى « 83 » بيامرزند از ايشان « 84 » و يك حسنه در ديوان عمل وى بنويسند « 85 » .
الحديث : ابن ماجه روايت كند از ابن مسعود رضى الله عنه كه او گفت بدرستى و راستى كه رسول خداى گفت صلى الله عليه و آله و سلم : « آيا » * بازداشتيم شما را از زيارت كردن گور ؟ پس زيارت بكنيد كه بدرستى زيارت كردن دور ميگرداند از دنيا و به ياد ميآورد آخرت را « 86 » .
الحديث : روايت مىكند ترمذى « 87 » از ابن عباس رضى الله عنهما « 88 » كه گفت بدرستيكه محمد مصطفى صلى الله عليه و آله و سلم « 89 » بگذشت بگورهاى مدينه « 90 » پس روى مبارك بسوى ايشان كرد و گفت السلام عليكم و بعد از آن آمرزش از براى خود و
هامش
( 79 ) - مد : دار قوم .
( 80 ) - جها : بسزاى .
( 81 ) - جها : مىكند .
( 82 ) - جها : زيارت كند پدر و مادر خود را .
( 83 ) - جها : يا يكى .
( 84 ) - جها : يكى از ايشان را بيامرزد و او را .
( 85 ) - و روى البيهقى رحمة الله عن محمد بن النعمان و رفع الحديث النبى صلى الله عليه و سلم قال من زار قبر ابويه او احدهما فى كل جمعه غفر له و كتب برا ( عين اين حديث در احياء العلوم غزالى جلد 4 ص 352 نيز مذكور است ) نقل از حاشيه شد الازار بتصحيح علامه قزوينى . مد . جها : كه .
( 86 ) - و روى ابن ماجه عن ابن مسعود رضى الله عنه ان رسول الله صلى الله عليه و سلم قال انهيتكم عن زيارة القبور فزوروها فانها تزهد فى الدنيا و تذكر الاخره . به ظاهر در متن حديث همزه استفهام انهيتكم و در ترجمه نيز حرف استفهام آيا نيامده بود . براى آنكه صدر و ذيل حديث با هم سازگار باشد در متن كتاب اين تصرف به عمل آمد .
( 87 ) - جها : بريدى .
( 88 ) - جها : عنه .
( 89 ) - مد : محمد صلى الله عليه و سلم .
( 90 ) - مد : بگورها كه در مدينه .