شد الازار فى حط الاوزار « 66 » نهاده تا موافق اسم كتاب باشد و مترجم « 67 » اين كتاب ملتمس الاحباء خالصا « 68 » من الرياء نام كتاب فارسى كرد و از جهت رفيقى شفيق « 69 » كه در زيارت چهل مقام شيراز ميرفت و التماس كرد كه مزارات « 70 » كه پدر تو و شيخ ما نوشته است ، از مطالعه آن عاجزيم اگر تو فارسى كنى تا ما و ديگران از آن بهرهمند شويم شايد كه منظور نظر اهل سعادت گردد و عند الله موجب رحمت و غفران و كرامت « 71 » و امتنان شود و المأمور معذور لابدست كتابها را از مقدمه كه اساس كلام و استنجاح مرام از وى محصل گردد انشاء الله تعالى و الله الموفق المعين .
الحديث : روايت كردهاند در صحيح مسلم از ابو هريره كه گفت « 72 » زيارت كرد رسول خداى ( ص ) گور مادر خود را پس « 73 » بگريست و بگريستند كسانى كه با او بودند بعد از آن رسول خداى صلى الله عليه و آله و سلم فرمود كه اجازت كردم از پروردگار جل جلاله در آنكه زيارت كنم قبر مادر خود و اجازت فرمود و درخواست كردم كه آمرزش خواهم از بهر مادر و اجازت نداد پس زيارت « 74 » گورها « 75 » ياد مرگ « 76 » ميآورد .
الحديث : و هم مسلم در صحيح خود از بريده نقل مىكند كه گفت رسول خداى « 77 » صلى الله عليه و آله و سلم بازداشتم شما را از زيارت قبور بنابر مصلحت پس زيارت نكنيد « 78 » گورها را « * » و آن حديث سابق و بقيت اين لاحق ناسخ ديگر گشت در منع زيارت .
هامش
( 66 ) - جها : سند الابرار ! !
( 67 ) - جها : باشد مترجم .
( 68 ) - جها : خالص .
( 69 ) - مد : سفيقى .
( 70 ) - مد : چهل مقام شيراز و التماس كرد كه مزارات .
( 71 ) - جها : غفران گردد و موجب كرامت .
( 72 ) - مد : گفتند .
( 73 ) - جها : خود پس .
( 74 ) - جها : پس كه زيارت .
( 75 ) - جها : گورها بكنيد .
( 76 ) - جها : مرگ را به ياد .
( 77 ) - جها : رسول خداى گفت .
( 78 ) - جها : بكنيد .
* - قال زار رسول الله صلى الله عليه و سلم قبر امه فبكى و ابكى من حوله فقال استأذنت ربى فى ان استغفر لها فلم يوذن لى و استأذنته فى ان ازور قبرها فاذن لى فزوروا لقبور فانها تذكر الموت ( صحيح مسلم چاپ مصر جلد 3 صفحه 65 ) .