مولانا عز الدين افضلى رحمهم الله تعالى و جزاهم الله خير الجزاء و بسيارى از اولياء در روى زميناند « 49 » و بسيارى در شيب زمين كه كس « 50 » ايشان را نمىشناسد به غير از حق سبحانه و تعالى كه در تحت قباب « 51 » او مستورند كه اوليائى تحت قبابى لا يعرفهم غيرى و ميگويند « 52 » شيراز هرگز در هيچ ساعت و زمانى « خالى » « * » نميباشد از چهارصد و چهل و چهار « 53 » ولى كه در پس ترازواند « 54 » و اجناس ميسنجند و اگر « 55 » گوش باز كنى و سخن مترجم كتاب بشنوى ميگويد « 56 » نيك درياب كه چهارصد و چهل و چهار ولى در شيراز است « 57 » در پس ترازو و بر سر راه « 58 » راهداران « 59 » خواهند بود و اين تشبيه از جهت آنست كه در طلب باشى و بحقارت در هيچ آفريده ننگرى . مؤلف كتاب رفع الله درجته ميگويد از جهت درخواست آن عزيز كه فرمود نام بزرگان شيراز بحرمت و عزت بريد « 60 » بعضى از سيرت و اوصاف ايشان و غايت رغبت من در ساختن اين كتاب و اجابت داعيه آن عزيز پس از تمامى « 61 » رأى و فكر و اميد و حاصل شدن ثواب بر سبيل ايجاز ياد كردم « 62 » و بيشتر داعيه آن عزيز ذكر زنده كردن بعضى از مآثر ايشانست و طلب رحمت كردن به ياد ايشان و اخبار صالحان و دلالت كردن مرفاعلان « 63 » و متابعت كردن سلف « 64 » كسى را كه طلب آن كند و برهان و بيان جويد رحمة الله عليهم اجمعين و نام كتاب اصل كه عربى « 65 » است
هامش
( 49 ) - جمله ( و بسيارى از اولياء در روى زميناند ) را نسخه جها : فاقد است .
( 50 ) - جها : كسى .
( 51 ) - جها : جناب .
( 52 ) - جها : و گويند . و كم من اولياء تحت القباب لا يعرفهم الارب الارباب ( شد الازار ) .
* براى وضوح عبارت كلمه خالى اضافه گرديد .
( 53 ) - مد : چهار صد و چهار .
( 54 ) - جها : دارند .
( 55 ) - جها : ميسنجند اگر .
( 56 ) - جها : ميگويند .
( 57 ) - جها : ولى كه در شيراز است .
( 58 ) - جها : ترازو دارند البته بر سر .
( 59 ) - بالاى كلمه راهها در نسخه مد لفظ تر نوشته شده كه به نظر ميرسد ترا باشد و جمله با كلمه ترا روشنتر است و الله اعلم بالصواب .
( 60 ) - جها : برند .
( 61 ) - جها : و اعانت داعيان از تمامى .
( 62 ) - جها : كرديم .
( 63 ) - جها : غافلان .
( 64 ) - مد : مسكن .
( 65 ) - جها : اصل عربى .