محمد ( ص ) است يعنى ستوده و پاككننده و پاكيزه گشته از نقص و عيب و آخر انبياست و اول شخصى است كه از وى شكافته شود زمين و برانگيخته گردانند مردم از عرب و فرس و ترك و چين .
كما قال ( ص ) « 3 » اول من ينشق عنه الارض و صاحب الشفاعة يوم العرض و بر وى و اهل بيت و اصحاب و پيروان « 4 » او رساناد بعدد « 5 » هر زيارتى كه در كعبه كردند « 6 » و به قدر « 7 » هر قصدى و سيرى « 8 » كه در طريق بر سبيل « 9 » خانه مقصود بردند . اما بعد بدانك « 10 » بعضى از برادران دينى مرا آگاه گردانيدند به ياد كردن اهل گور « 11 » و رسيدن بسر رباطها و زيارتگاههاى « 12 » شيراز . خداى او را به محبت صالحان برخوردار گرداناد پس از اين آگاهى مرا گفت نام ايشان « 13 » بحرمت مىبرند « 14 » وصيت و آوازه ايشان بعزت « 15 » ميزنند كه شيراز برج اولياست « 16 » و مكان شهداست و جاى پرهيزگارانست « 17 » و محل و مقام عزيزان و پيران است و شهرى است كه در مسلمانى بنا كردهاند و هرگز بسبب بتپرستى پليد نشده است « 18 » و مقصد عالمان و عبادتگاه پاكان گشته است « 19 » و مسكن بزرگان و برگزيدگان است . بدانكه شيراز را بر ديگر شهرها فضلى « 20 » است و علماء شيراز و عباد آن بر بيشترين « 21 » علماء و فضلاى ديگر افضلى است .
مترجم كتاب ميگويد اى جوينده نكات تحقيق و تصديق و بيننده درجات توفيق اگر در آن حديث كه حضرت محمد مصطفى صلى الله عليه و آله و سلم « 22 » در شأن سلمان فارسى ، رضى الله عنه
هامش
( 3 ) - در مد كما قال ص نيامده است .
( 4 ) - جها : اصحاب و احباب و پيروان .
( 5 ) - جها : و بعدد .
( 6 ) - جها : كردهاند .
( 7 ) - جها : به قدر .
( 8 ) - جها : و به حد سيرى .
( 9 ) - جها : و سبيل .
( 10 ) - جها : بدانكه .
( 11 ) - جها : گورها .
( 12 ) - مد : و زيارت . . . ( دو كلمه بعد از زيارت محو شده است ) .
( 13 ) - جها : گفت كه نام ايشان .
( 14 ) - مد : ميبريد .
( 15 ) - مد : ميزنيد .
( 16 ) - جها : اولياء .
( 17 ) - جها : پرهيزكاران .
( 18 ) - جها : نشده .
( 19 ) - جها : گشته .
( 20 ) - جها : افضلى .
( 21 ) - مد : عباد بر بيشترين .
( 22 ) - جها : حضرت رسالت پناه .