خوش است عمر دريغا كه جاودانى نيست * پس اعتماد بر اين چند روز فانى نيست « 190 »
شعر
حاصل عمر جز وفا نبود * در وفاداريت خطا نبود « 191 »
و مدفن او در مصلى است رحمة الله عليه .
مولانا فخر الدين احمد « 192 »
عالمى متبحر محقق صاحب طريقت و حقيقت بود كه درس در رباط شيخ كبير ميفرمود و مسافرت حجاز و عراق كرده بود و صحبت شيخ شهاب الدين عمر سهروردى يافته و خرقه از دست او پوشيده و چون از سفر حجاز مراجعت كرد مدت هفده سال در خانه منزوى گشت و بيرون نمىآمد الا از بهر نماز جمعه و جماعت تا وفات كرد در ماه ربيع الاول در سال ششصد و چهل و يكم و او را دفن كردند در مصلى .
مولانا نظام الدين خراسانى « 193 »
امام عالم و متبحر و علامه بود « 194 » كه در مدرسه فخريه فرود آمد در
هامش
( 190 ) - مد : و دريغ عمر جاودانه نيست پس اعتماد برين پنج روزه عمر فانى نيست .
( 191 ) - بيتى مغلوط به اين صورت (كوش اندر عبارت وفاداريست * منعمى جز خدا روا نبود) بعد از بيت اول در نسخه مد آمده است و نسخه جها فاقد آن است . براى متن عربى شعر رجوع شود بشد الازار صفحه 415 .
( 192 ) - مولانا فخر الدين احمد بن محمد الشاشى ( شد الازار ) .
( 193 ) - مولانا نظام الدين ابو عبد الله اسمعيل بن محمد بن الحاكم البندهى الخراسانى ( شد الازار ) .
البندهى : تصحيح قياسى قريب بقطعى است از خود ما و منسوب است به پنجديه ( - پنج ده ) كه ناحيهء معروفى بوده است در خراسان از نواحى شهر مروالرود ( « بالا مرغاب » امروزى ) و در نسبت به آن بنجديهى و فنجديهى و بندهى ( - پندهى - پنجدهى ) همهء اين صور استعمال شده است ( معجم البلدان ) ، و اكنون نيز نام قريهء پنج ده در نقشههاى مبسوط بر لب رود مرغاب در خاك روسيه به كلى نزديك سرحد شمالى افغانستان اندكى در شمال غربى قصبهء « بالامرغاب » ديده مىشود . حاشيه علامه قزوينى .
( 194 ) - مد : امامى عالم متبحر علامه دهر بود .