و السلام « 174 » و كتاب نظم درر است در فضل مصطفى صلى الله عليه و آله و سلم و فضائل مرتضى و بتول و سبطين « 175 » عليهم السلام و كتاب معارج الوصول در معرفة آل رسول « 176 » صلى الله عليه و آله بود و از بزرگان آن كتاب بر وى خواندند و شنيدند و مجمع اخلاق نبويه و اوصاف ملكيه بود و در سال هفتصد و چيزى وفات كرد و او را در مقبره خواجه كريم الدين عرب شاه بن حسن « 177 » دفن كردند و او كسى بود كه خداوندان حق و اهل صدق را دوست ميداشت و خواننده كلام الله و راوى احاديث رسول الله بود صلى الله عليه و آله و سلم و مشفق مىبود بر فقرا و مساكين و معتقد صالحين « 178 » بود و هيچ عالمى و صالحى و شريفى بشيراز نيامد الا كه او را دوست ميداشت و به خانه ميبرد و ضيافت ميكرد و انعام مى - نمود « 179 » و محمل حجاز بيرون ميبرد و خلق بسيار از بركت او حج ميگزاردند و در نصيحتنامه او ديدم كه نوشته بود كه اى يار من بمال و تنعم مغرور مشو كه زود عمر ميرود و نعيم و ناز آخر مىشود و بدانكه اگر يكشب يا بيشتر حكمى بر كسى كنى در روزى آن حكم بر تو خواهند كرد « 180 » و بدانكه هرگاه كه جنازهء بهبينى جنازه تو نيز خواهند ديد و در سر قبرها گذر كن و بهبين آن صاحب گور « 181 » كه بغل و سلسله بربستهاند « 182 » و حال آنكه گور او منقش كردهاند پس بر تو باد كه چون قبرى منقش بينى جهد و سعى كن كه در قبرت خوش باشد « 183 » چه خوش گويد سعدى
هامش
( 174 ) - مولود النبى صلى الله عليه و سلم ( شد الازار ) .
( 175 ) - كتاب نظم درر السمطين فى فضائل المصطفى و المرتضى و البتول و السبطين ( شد الازار ) .
( 176 ) - كتاب معارج الوصول الى معرفة ال الرسول ( شد الازار ) .
( 177 ) - و دفن فى حظيرة الصاحب الكبير جمال الدين غريبشاه بن الحسن ( شد الازار ) . با فحص بليغ اطلاعى در خصوص اين شخص نتوانستيم بدست بياوريم .
( حاشيه علامه قزوينى ) .
( 178 ) - مد : بر صالحين .
( 179 ) - مد : الا كه او دوست داشت و به خانه برد و ضيافت كرد و انعامى ارزانى داشت .
( 180 ) - جها : در روزى سؤال از تو خواهند كرد .
( 181 ) - جها : صاحبان گور .
( 182 ) - جها : كه سلسله غل بربستهاند .
( 183 ) - جها : بينى جهد كنى كه در حيرت خويش باشى .