صدر الدين مظفر شيرازى ميگويد كه هيچكس پرهيزگارتر از وى نديدم و فقيه صاين الدين حسين گفت بمشاهده فرحبخش او مشرف
هامش
- على رؤس الاشهاد صريحا فتوى داد كه سلطان و جميع سپاهيان و اتباع و اشياع او از زمرهء خروجكنندگان بر خليفهء وقت و از جملهء مارقين از ديناند و سپس گفت اگر يكى از افراد لشكر امير المؤمنين تيرى بيكى از اتباع سلطان بيفكند و كسى از غير آن دو گروه متخاصمين بيايد و آن تير را از جراحت او بيرون كشد آن شخص نيز از زمرهء خارجين بر امام وقت و از اهل بغى محسوب مىشود و چندين مرتبه اين سخن را تكرار نمود ، - ولادت صاحب ترجمه در روز شنبه چهاردهم ذى الحجه سنهء چهارصد و هشتاد و هشت بوده بهمدان ، و وفات وى در شب پنجشنبه نوزدهم جمادى الاولى سنهء پانصد و شصت و نه بوده نيز در همان شهر همدان بتصريح صاحب تاريخ گزيده در سن هشتاد و يك سالگى و بمحلهء درب شير مدفون شد ، و صاحب شذرات الذهب وفات او را در بغداد نگاشته و آن سهو واضح است از او ، - خاقانى در منظومهء تحفة العراقين خود كه عبارت است از سفرنامهء حج او در حدود سنهء پانصد و پنجاه و پنج و وصف منازل عرض راه و مدايح اكابر و علما و مشاهير بلادى كه از آن عبور نموده بوده ابيات ذيل را در فصل راجع بهمدان در مدح حافظ ابو العلاء عطار صاحب ترجمه سروده است .پيرايهء شرع امام حافظ * تلقين ده اصمعى و جاحظ
دين را ز درش بلند ناميست * از حافظ بو العلا تماميست
در مدرسش از پى بيانى * بو عمرو كمينه عشر خوانى
جبريل امين بلوح ايمان * بر حافظ حفظ كرده قرآن
پيشش ز براى درس تنزيل * طفلى متعلم است جبريل
اين قصه بخلد بازگفتند * حوران ز سر نياز گفتند
كاين حافظ كيست گفت رضوان * پيرى است خزانهدار قرآن
بالاى جنان مدار جاهش * شهر همدان قرارگاهش
هرجا كه نه اوست حارس دين * مدروس بود مدارس دينالى آخر الابيات ، - براى مزيد اطلاع از شرح احوال صاحب ترجمه رجوع شود بمآخذ ذيل منتظم ابن الجوزى معاصر او ج 11 ص 155 ، معجم الادباء ياقوت ج 3 ص 26 - 46 بيست صفحهء تمام ، معجم البلدان همو 4 : 601 - 602 كه استطرادا اسمى از او برده و حكايت ممتعى از او نقل نموده ، ابن الاثير و دول الاسلام ذهبى و تاريخ يافعى و نجوم الزاهرة و شذرات الذهب هر پنج در حوادث سنهء 569 ، تاريخ گزيده 787 ، نزهة القلوب 71 ، طبقات الحفاظ ذهبى 4 : 114 - 118 ( كه اشتباه بسيار غريبى در خصوص اسم او در اين طبع منحوس حيدرآباد روى داده و بجاى حسن بن احمد نام او « محمد بن سهل » كه نام جد سوم اوست چاپ شده است و نام او و آباء او تا اين جد همه از بين افتاده است ) ، طبقات القراء جزرى 1 : 204 - 206 ، طبقات النحاة سيوطى 215 ، روضات الجنات 222 - 223 ، طرائق الحقائق 2 :
262 با اغلاط كثيره در نام و كنيه و سال وفات او ، اعلام زركلى 222 ، - حاشيه علامه قزوينى .